تحقیق و مقالات و پایان نامه
 
 
مقاله نقش ترافیک در تصادفات جاده ای  شامل 18صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  نقش ترافیک در تصادفات جاده ای می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

نقش ترافیک در تصادفات جاده ای

نیاز به حمل و نقل ، به تاریخ تمدن بر می گردد . اولین یا ابتدایی ترین تسهیلات حمل و نقل ، گذرگاههایی بودند که از طریق باز کردن مسیر ، در جنگل ها ساخته شدند . و نیزبرای عبور حیوانات اهلی راه ها عریض تر و بهتر گردیدند . با اختراع چرخ و استفاده از آن راه سازی پیشرفت کرد . اکثر راه های اولیه به واسطه رومیها ساخته شد . تا قرن هفده و هجده روشهای راه سازی رومیان در بسیاری از کشورها و به ویژه اروپا ، مورد استفاده قرار گرفت . اولین اصول راه سازی مدرن بوسیله Telford Macadam و Tri saguet  توسعه یافت . این افراد روشهای سنتی راه را بهبود بخشیدند .

در سال ۱۸۸۵م با اختراع موتور درون سوز بنزینی به وسیله Dimler و Benz ، چهره کلی حمل و نقل دگرگون گردید . در سالهای ۱۹۳۰ تا ۱۹۴۰ ، طرح هندسی و سازه ای راه  اهمیت ویژه ای یافت و تحقیقات زیادی در این زمینه صورت گرفت و مهندسی راه به عنوان یکی از مواد درسی در دانشگاهها مطرح گردید .با رشد سریع شهرها و ترافیک در جاده ها و همچنین افزایش سرعت ، مسئله تراکم و تصادفات مطرح گردید . بدین ترتیب مسائل ترافیک و جاده ها ، با همه پیچیدگی های آن مورد توجه واقع شدند . این مسائل شامل ارتباط داخلی طبیعت شهر و قوانین فیزیکی زمان ، فاصله و حرکت می گردیدند . بنا براین موضوع جدید مهندسی ترافیک به وجود آمد ، که بر مطالعه و اصلاح عملکرد ترافیک در شبکه جاده ها ، تقاطع ها و پایانه ها تاکید دارد .

در سال ۱۸۵۰ چهار شهر با جمعیت بیش از یک میلیون نفر در جهان وجود داشت . در سال ۱۹۵۰ ، در حدود صد شهر با این جمعیت وجود داشته ، ولی با نهایت تعجب در سال ۲۰۰۰ این تعداد به بیش از هزار شهر رسید . بدین ترتیب در دهه های اخیر، مهندسی ترافیک و بخصوص مهندسی ترافیک شهری ، اهمیت ویژه ای یافت .

  ترافیک :

 

ترافیک یک واژه شناخته شده بین المللی است و در قوانین به مجموعه عبور و مرور وسائط نقلیه و اشخاص و حیوانات در راهها اطلاق می گردد .ترافیک از سه عامل تشکیل می شود این عوامل عبارتند از : انسان ، راه  ، وسیله نقلیه .چنانچه هر یک از عوامل سه گانه نباشد اصولا مساله ای بنام ترافیک وجود نخواهد داشت .

 

بررسیها نشان داده است که بهترین راه کنترل ترافیک و به مفهوم دیگر به حداقل رسانیدن ضرر و زیان ناشی از آن ، استفاده از سه گروه عواملی است که شاید بتوان آنها را به صورت سه نوع راه جهت بهبود ترافیک بیمار در این جامعه تجویز نمود که این عوامل عبارتند از :

 مهندسی ترافیک

اجرای مقررات

آموزش

 

در مهندسی ترافیک ، راهها و تقاطع ها به منظور سهولت عبور و مرور یا مرمت احداث می گردند . چراغها و تابلوهای راهنمایی نصب می شود و خط کشی های مورد نیاز انجام می گیرد .آموزش مقررات و موازین بین المللی ترافیک به تمامی طبقات جامعه اعم از مردم عادی و مسئولان و مجریان امر ، نقش بسیار اساسی در اصلاح وکنترل ترافیک خواهد داشت . زیرا لازمه زندگی کردن دریک جامعه صنعتی و ماشینی ، آشنایی و آگاهی کامل مردم آن جامعه به فرهنگ زندگی درچنین جامعه ای است . بطور کلی آموزش را باید از نخستین عامل تشکیل دهنده ترافیک آغاز کرد . یعنی « انسان » .یک انسان قبل از اینکه راننده باشد یا مسئول و مجری قانون ، خود بعنوان یک عابر پیاده برای جامعه مطرح است . بنابراین هنگامی که عابر پیاده در یک جامعه از فرهنگ و آموزش کافی بهره ور نباشد و نسبت به مقررات و ضوابطی که قانون برای او تعیین کرده آگاهی کامل نداشته باشد و برخورد با سایر عوامل آگاهانه و با تکیه بر فرهنگ و بینش اجتماعی عمل ننماید ، درسطح شهر از فاجعه آفرینانند . آنها در اوقات فراغت از کامیون خود بعنوانسواری بهره می گیرند و با تریلر خود وارد خیابانهای کم عرض شهر می شوند و یک انحراف بی رویه آنها باعث راه بندان شدید می گردد و آجر و سنگ بدون حفاظ حمل می کنند بطوریکه هر لحظه بیم حوادث ناگواری می رود . اغلب این رانندگان توجهی به علائم راهنمائی و رانندگی و وسائط نقلیه سبک نمی کنند .  رانندگان نقلیه شخصی که بصورت غیر مجاز در امر جابجائی بار و مسافر مساله می آفرینند و حتی گاهی در وسط خیابان با مسدود کردن راه عبور با رانندگان تاکسی ها به نزاع بر می خیزند . اشغال قسمتی از خیابان ها ( گاهی تا دوسوم عرض خیابان یک  طرفه و حتی دوطرفه ) توسط فروشندگان دوره گرد مثل میوه فروشیها و مصالح ساختمانی است


جهت دانلود متن کامل مقاله نقش ترافیک در تصادفات جاده ای کلیک نمایید





نوع مطلب :
برچسب ها : نقش ترافیک در تصادفات جاده ای، مقاله نقش ترافیک در تصادفات جاده ای، تحقیق نقش ترافیک در تصادفات جاده ای، مقاله در مورد نقش ترافیک در تصادفات جاده ای، تحقیق در مورد نقش ترافیک در تصادفات جاده ای،
لینک های مرتبط :


سری جدید مقالات و تحقیق های دانشجویی به صورت فایل ورد و قابل ویرایش و دارای منابع معتبر آماده شد


مقاله نقد تاریخى در آثار تاریخ نگاران مسلمان
مقاله فــوکو و مسئله تاریـخ
مقاله عوامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانش آموزان
مقاله عرفان و عبادت در سیره پیامبراعظم(صلى الله علیه وآله)
مقاله روستای روح آباد
مقاله تطبیق مساجد جامع یزد و اصفهان
مقاله انصار و گرایش آنان به تشیع
مقاله اصلاح الگوی مصرف با تأکید بر نقش آموزش در مدیریت مصرف انرژی
مقاله اصالت یا اعتباریت تاریخ از منظر قرآن
مقاله آراستگى و زینت در سیره رسول فضیلت صلى‏ الله ‏علیه ‏و ‏آله
تحقیق گام هایی عملی و منطقی برای ساختن یک مدرسه مطلوب با همراهی کارکنان و معلمان
تحقیق روش های فعال کردن کلاس ریاضی و علاقمند کردن دانش آموزان به درس ریاضی
تحقیق تشویق ، تنبیه و اصول رفتار با یک دانش آموز
تحقیق بررسی نقش دلبستگی دوران کودکی، دلبستگی به خدا و سبک‌های اسنادی بر اضطراب اجتماعی دانشجویان
تحقیق بررسی میزان یادگیری خودتنظیمی در بین حافظان قرآن و غیر حافظان قرآن
تحقیق بررسی موانع گرایش دانشجویان روان‌شناسی و مشاوره به رویکرد اسلامی پژوهش کیفی
تحقیق بررسی رابطه توکل بر خدا، عزت نفس و پیشرفت تحصیلی در دانش‌آموزان
تحقیق بررسی رابطه بین میزان دین‌داری والدین با خشونت میان فردی فرزندان پسر دبیرستانی
تجربیات معلم و کلاس درس (تجربیات شخصی از کلاس درس و تدریس )
پروژه طراحی صنعتی سشوار دستی







نوع مطلب :
برچسب ها : پروژه طراحی صنعتی سشوار دستی، تجربیات معلم و کلاس درس (تجربیات شخصی از کلاس درس و تدریس )، تحقیق بررسی موانع گرایش دانشجویان روان‌شناسی و مشاوره به رویکرد اسلامی، تحقیق روش های فعال کردن کلاس ریاضی و علاقمند کردن دانش آموزان به درس،
لینک های مرتبط :


تحقیق  رابطه عوامل شخصیت و خودشیفتگی بیمارگون با جهت‌گیری دینی شامل 29 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  رابطه عوامل شخصیت و خودشیفتگی بیمارگون با جهت‌گیری دینی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

در این پژوهش، رابطة پنج عامل بزرگ شخصیت و نارسیسیزم پاتولوژیک، به عنوان یک ساختار شخصیتی ناسالم با جهت‌گیری دینی دانش‌پژوهان مؤسسه آموزشی پژوهشی امام خمینی قم بررسی شده است. گروه نمونه، شامل ۱۰۴ دانش‌پژوه مرد و ۴۸ نفر زن بود. دانشجویان به پرسش‌نامه‌های ۵ عامل بزرگ شخصیت گلدبرگ، جهت‌گیری دینی درونی/ بیرونی آلپورت و راس، جهت‌گیری دینی جستجوی بتسون، جهت‌گیری دینی مسلمانان- مسیحیان، نارسیسیزم ناسالم مارگولیس پاسخ دادند. فرضیه اصلی این پژوهش مبنی بر ارتباط ویژگی‌های شخصیتی و جهت‌گیری دینی تأیید شد، اما قدرت پیش بینی دینداری از سوی عوامل شخصیت، برخلاف انتظار، چشمگیر نبود. از میان عوامل شخصیت، بیش از همه عامل پایداری هیجانی، نوع جهت‌گیری دینی را پیش‌بینی می‌کرد. عامل پایداری هیجانی، به طور مثبت پیش بینی کننده جهت‌گیری درونی، و به صورت منفی پیش بینی کننده برخی ابعاد جهت‌گیری بیرونی و جهت‌گیری جستجو بود. عامل وظیفه‌شناسی نیز جهت‌گیری دینی فرهنگی را پیش‌بینی کرد. اما شواهدی دال بر تأیید نقش عوامل توافق و گشودگی به تجربه در پیش‌بینی جهت‌گیری دینی به دست نیامد. نارسیسیزم پاتولوژیک با جهت‌گیری درونی ارتباط منفی، و با برخی ابعاد جهت‌گیری بیرونی از جمله جهت‌گیری آخرتی منفی ارتباط مثبت داشت.

کلیدواژه‌ها: عوامل شخصیتی، جهت‌گیری دینی، نارسیسیزم، شخصیت، خودشیفتگی، بیمارگون.

 

 

مقدمه

شیوه‌های دینداری افراد متفاوت است. این امر را می‌توان با مشاهدة افراد مذهبی، حتی در یک آئین و کیش، نیز تأیید نمود. محققان نیز تلاش کرده‌اند تا سبک‌های مختلف دینداری را از یکدیگر تفکیک نمایند، در این جهت، سنخ‌شناسی‌های متعددی از سوی فلاسفه و روان‌شناسان ارائه شده است. سنخ‌شناسی‌های اولیه از تعاریف دقیق و تمایز کمتری برخوردارند، ولی به تدریج سنخ‌شناسی‌های پیچیده تر و دقیق تری ارائه شده است.۱ یکی از سؤالات اساسی حوزه روان‌شناسی دین این است که، تفاوت دینداری افراد از چه چیزی ناشی می‌شود. آیا این تنوع ناشی از تفاوت‌های فرهنگی است؟ یا محصول جریان تحول است؟ آیا نقش خانواده و همسالان در این میان اهمیت خاصی دارد، و یا رّدپای صفات و ابعاد شخصیتی را می‌توان در نوع دینداری افراد جستجو کرد.

تعیین این موضوع، که دینداری چگونه با ابعاد اصلی شخصیت انسان ارتباط می‌یابد، نقطه شروع مهمی در شکوفایی پیوند میان روان‌شناسی شخصیت و بررسی علمی دین بوده است. در دهه اخیر، بسیاری از محققان در مورد این موضوع تحقیق کرده‌اند که، آیا تفاوت‌های فردی در دینداری با تفاوت‌های فردی در صفات شخصیتی سه عامل بزرگ شخصیت، یا طبقه بندی P-E-N؛ یعنی، روان گسیخته خویی، برون‌گرایی، روان رنجورخویی، و پنج عامل بزرگ شخصیت، یا Big Five؛ یعنی گشودگی به تجربه، وظیفه‌شناسی، برون‌گرایی، توافق، و روان‌رنجورخویی ارتباط دارند یا خیر؟

آیسنک (۱۹۵۴)، بر اساس نظریه یادگیری اجتماعی و اینکه درون‌گراها نسبت به برون‌گراها با سهولت بیشتری اجتماعی می‌شوند، اظهار داشت که، درون‌گراها نسبت به باورهای اخلاقی و دینی همدلی بیشتری دارند.۲ تلاش‌های اولیه برای نشان دادن ارتباط منفی بین برون‌گرایی و دینداری نتایج متعارضی به دست داده است. سیگمن۳ (۱۹۶۳) دریافت که درون گرایی‌ـ برون‌گرایی یک منبع مهم واریانس در رفتار دینی شرکت کنندگان است. اما جهت ارتباط به واسطه جنسیت، و تعلق دینی بین شرکت کنندگان یهودی و پروتستان متفاوت است.۴ یک بررسی در لهستان نشان داد که، در میان ساکنان یک شهر، مردان و زنان درگیر در فعالیت‌های مذهبی «کاملاً درون گرا» بودند. همچنین، برای نمونه‌ای از دانشجویان انجمن مسیحی کمبریج، اعمال دینی با نمرات پایین تر برون‌گرایی در میان مردان، و نه در میان زنان، ارتباط داشت. در نقطه مقابل، تحقیقات ناوس۵ نشان داد که، روحانیان و کارآموزان روحانی به برون‌گرایی تمایل دارند. اما سایر بررسی‌ها نتوانست هیچ ارتباط معناداری با برون‌گرایی نشان دهد.۶

دیدگاه‌های نظری متفاوتی در خصوص روان آزرده خویی وجود دارد. همان طور که بیان شد، فروید مدعی بود که افراد مذهبی، یا حداقل افرادی که در مناسک دینی شرکت می‌کنند، به یک نوروز وسواس مبتلا هستند. این ادعا به این پیش بینی منجر می‌شود، که افراد مذهبی نسبت به افراد غیرمذهبی در بعد روان رنجورخویی نمره بالاتری می‌گیرند. دیدگاه جیمز درخصوص شیوع ناراحتی روانی در میان افراد به شدت مذهبی، تأثیر مشابهی را نشان می‌دهد. اما یونگمدعی است که یک چشم انداز دینی، سلامتی بخش و منشأ بهزیستی روانی است، و پرات ادعا می‌کند که تجارب دینی خفیف با آشفتگی روانی ارتباط ندارند و یک منبع شادکامی فزاینده به حساب می‌آیند.۷

آیا هیچ دلیل تجربی در حمایت از این مواضع وجود دارد؟

هیلز و آرگیل (۱۹۹۸) نمرات روان رنجورخویی پائین تری را در میان اعضای کلیسا نسبت به دیگران پیدا کردند. همچنین، تیلور و مک دونالد۸ (۱۹۹۹)، در کار بر روی یک نمونه ۱۱۰ دانشجوی کانادایی، گزارش دادند که نمرات روان رنجور خویی مقیاس پنج عاملی برای افراد فاقد تعلق مذهبی بزرگتر بود، و این تأثیر به خصوص در میان زنان چشمگیر می‌نمود. سینگ و گوپتا (۱۹۹۶) در یک بررسی در هند نشان دادند که، روان رنجورخویی با ارزش‌های دینی ارتباط مثبت دارد. یک فراتحلیل جدید نشان داده است که، دینداری بیرونی با سطوح بالای روان رنجور خویی ارتباط دارد، در حالی که «دینداری و معنویت گشوده و رشدیافته» منعکس کنندة ثبات هیجانی است. اما بررسی‌های متعدد نتوانسته‌اند ارتباطی میان میزان رفتار مذهبی و روان رنجورخویی کشف کنند.۹

یک اجماع قوی تر در مورد ارتباط معکوس بین روان گسسته خویی و رفتار مذهبی وجود دارد. فرنسیس۱۰ (۱۹۹۲) از یک بررسی بر روی بیش از ۱۳۰۰ جوان بریتانیایی نتیجه گرفت که، روان گسسته خویی جنبه‌ای از شخصیت است که برای تفاوت‌های فردی در خصوص دینداری بنیادی است، و این یافته با دو بررسی جدید آرگیل (۲۰۰۰) و آیسنک(۱۹۹۸) و یک فراتحلیل ساراگلو(۲۰۰۲) تأیید شد. بررسی اعضای کلیسای ارتدوکس یونان و مسلمانان توس ویلد و جوزف (۱۹۹۷) نشان داد که، نتیجه‌گیری فرانسیس ممکن است در سایر فرهنگ‌ها نیز تکرار شود. آیسنک (۱۹۹۸) نشان داد که، ارتباط بین روان گسسته خویی و دینداری، ممکن است تحت تأثیر مقبولیت اجتماعی، آن گونه که توسط مقیاس لی ارزیابی شده است، قرار داشته باشد.

جهت دانلود متن کامل تحقیق  رابطه عوامل شخصیت و خودشیفتگی بیمارگون با جهت‌گیری دینی کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : رابطه عوامل شخصیت و خودشیفتگی بیمارگون با جهت‌گیری دینی، مقاله رابطه عوامل شخصیت و خودشیفتگی بیمارگون با جهت‌گیری دینی، تحقیق رابطه عوامل شخصیت و خودشیفتگی بیمارگون با جهت‌گیری دینی، مقاله در مورد رابطه عوامل شخصیت و خودشیفتگی بیمارگون با جهت‌گیری دینی، تحقیق در مورد رابطه عوامل شخصیت و خودشیفتگی بیمارگون با جهت‌گیری دینی،
لینک های مرتبط :


سه شنبه 4 خرداد 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله نقش شخصیت ها در تاریخ شامل 35 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  نقش شخصیت ها در تاریخ می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

بحث «نقش شخصیت ها در تاریخ» از مباحث مهم فلسفه نظرى تاریخ و جامعه شناسى تاریخى پویا (کلان) است. با توجه به تعریف هاى مختلف از عنوان شخصیت در علوم مختلف و حتى از نگاه فیلسوفان تاریخ، منظور از شخصیت در این پژوهش، مجموعه ویژگى هاى روحى و جسمى یک فرد است، اعم از این که این فرد از نخبگان و نوابغ باشد یا یک فرد عادى. این تعریف با تعریف جامعه شناسى جدید و نیز تعریف برخى فلاسفه تاریخ از شخصیت، منطبق است.

منظور از تاریخ در مباحث فلسفه تاریخ و جامعه شناسى تاریخ پویا، فرآیند کلى حوادث و تحولات جوامع انسانى در طول زمان است که معمولا پدیده اى وراى رخ دادها و انسان هاست و نیز هویتى مستقل از رخ دادها و اشخاص و محیط بر آن ها دارد.

درباره نقش شخصیت ها در تاریخ، نظریه ها و مکتب هاى گوناگونى وجود دارد. آیین اسلام نیز در این زمینه دیدگاه خاصى دارد. در این پژوهش، دیدگاه ها و نظریه هاى مختلف، طرح و نقد مى شود و دیدگاه اسلام تبیین مى گردد.

واژگان کلیدى: نـقش، شخصیت، تاریخ، فلسفه نظرى تاریخ، سـرنوشت، جبر و اخـتیار.

مقدمه (جامعه شناسى تاریخى پویا و فلسفه تاریخ)

از کهن ترین دوران حیات فکرى و علمى بشر، ادیان و اندیشمندان تحت عناوین مختلف به انسان و ساختار شخصیت و کم و کیف عمل او و رابطه و تعاملش با جهان خارج، توجه داشته اند.۲

گسترش مطالعات و نظریه پردازى ها درباره انسان از ابعاد و زوایاى مختلف و با استفاده از روش ها و منابع متنوع از سویى، و انشعاب و تفکیک علوم از سوى دیگر، موجب شده است تا بحث انسان و شخصیت او و جایگاهش در جهان هستى، در پهنه وسیعى از مکاتب دینى و فلسفى و رشته هاى علمى طرح و بررسى شود و طبعاً طیف وسیعى از اندیشمندان قدیم و جدید و ارباب مکاتب و ادیان با تخصص ها و گرایش ها و سلیقه ها و مبانى فکرى گوناگون در این عرصه به ابراز ایده ها و افکار خود بپردازند.

واقعیت فوق هر پژوهش گرى را ملزم مى کند تا قبل از هر چیز، زاویه و منظر بحث خود را در ارتباط با انسان مشخص سازد. البته نمى توان این واقعیت را نیز منکر شد که مرزبندى جامع و مانع میان رشته هاى علوم انسانى کارى بس دشوار و یا اساساً غیر ممکن است، زیرا با توجه به وحدت موضوع اصلى در همه رشته هاى علوم انسانى، وجود برخى مباحث مشترک و میان رشته اى بین دو یا چند رشته از علوم انسانى امرى گریزناپذیر است.

با توجه به مقدمه فوق، باید توجه داشت که موضوع این پژوهش، یعنى «نقش شخصیت ها در تاریخ»، به خودى خود بحثى میان رشته اى و در ارتباط با دانش هایى چون تاریخ، فلسفه، روان شناسى، اخلاق، فلسفه اخلاق، انسان شناسى، جامعه شناسى، بهویژه جامعه شناسى تاریخى و جامعه شناسى پویا۳ و فلسفه تاریخ است. علاوه بر این، از آن جا که ادیان الهى نیز در موضوعات مختلف و از جمله در مورد انسان و جایگاه او در جهان هستى و نوع رابطه او با جهان خارج و محیط اطراف خود و در نهایت، نقش انسان ها در فرایند تحولات جامعه و تاریخ سخن بسیار گفته اند، موضوع این پژوهش در حوزه علوم دینى، بهویژه علم کلام نیز قرار مى گیرد. با این همه، زاویه مورد مطالعه در این پژوهش و نوع نگاه به موضوع مزبور بُعد فلسفه تاریخى و جامعه شناسى تاریخى پویا (کلان) است.

نکته دیگرى که توجه به آن ضرورى است این است که به رغم وجود برخى اصرارها بر تفکیک جامعه شناسى تاریخى پویا و فلسفه نظرى تاریخ و سوق دادن جامعه شناسى به سوى یک علم تجربى۴ و فاصله گرفتن جامعه شناسى از حوزه فلسفه، گفته هاى اندیشمندان درمورد موضوع و مسائل و روش جامعه شناسى تاریخى پویا و فلسفه نظرى تاریخ حاکى از وحدت این دورشته است، هم چنان که نظریه پردازان دو عرصه نیز کاملا یکسان اند۵ و اندیشمندان هردو رشته درتکاپوى کشف قوانین کلى حاکم برتاریخ ( روند کلى رویدادها و تحولات جامعه بشرى) هستند.۶

باتوجه به آن چه گذشت، مفهوم واژه«تاریخ» که درعنوان مقاله آمده نیز مشخص مى شود و آن عبارت است از فرایند کلى و عمومى روى دادها و تحولات جامعه بشرى درفراخناى زمان. درخصوص مفهوم مورد نظر از «شخصیت» به طور جداگانه به بحث و بررسى آن خواهیم پرداخت.

البته معمولا طرح مباحث مربوط به فلسفه نظرى تاریخ، متوقف است بر قائل شدن به هویّت مستقل و حقیقى براى«تاریخ» درکنار هویت مستقل براى «افراد و حوادث»،۷ لکن منطقاً چنین تلازمى به نظرنمى رسد. البته لازمه نفى هویت مستقل «تاریخ» آن است که آن گاه که سخن ازفلسفه تاریخ به میان مى آوریم، قهراً منظور ما از «تاریخ» همان روى دادها و تحولات جامعه بشرى باشد و نه امرى وراى«روى دادها و افراد»، چنان که بنا بردیدگاه وجود هویت مستقل براى تاریخ، این «روى دادها و افراد» درون «تاریخ» قرار مى گیرند نه این که خود «تاریخ» باشند. ازنظر نگارنده، بنا بر هردو دیدگاه (وجود هویت مستقل براى تاریخ و عدم آن) بحث «نقش شخصیت ها در تاریخ» و نیز دیگر مباحث رایج در این عرصه، از قبیل هدف تاریخ، موتور تاریخ و چگونگى آهنگ و حرکت تاریخ، قابل طرح و بررسى است، لکن برداشت از واژه «تاریخ» طى این مباحث، اندکى تفاوت دارد.

جهت دانلود متن کامل مقاله نقش شخصیت ها در تاریخ کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : نقش شخصیت ها در تاریخ، مقاله نقش شخصیت ها در تاریخ، تحقیق نقش شخصیت ها در تاریخ، مقاله در مورد نقش شخصیت ها در تاریخ، تحقیق در مورد نقش شخصیت ها در تاریخ،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 29 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله  هاروت و ماروت از واقعیت تا افسانه  شامل 35 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   هاروت و ماروت از واقعیت تا افسانه می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

پس از رحلت نبى مکرم اسلام(صلى الله علیه وآله) و گرایش برخى از علماى اهل کتاب به دین مبین اسلام و نیز رواج اسرائیلیات، داستان ها و مطالبى از منابع یهود و یونان باستان وارد تفاسیر مسلمانان شد که از جمله آن ها مى توان به افسانه هاروت و ماروت اشاره کرد.

از نظر قرآن کریم، هاروت و ماروت براى آموزش سحر به مردم، از جمع فرشتگان انتخاب و به زمین آمدند تا مردم در پرتو آگاهى از سحر، در مقابل سحر ساحران و شیاطین ایستاده، با آن ها مبارزه کنند.

اما در تفاسیر، ذیل آیه ۱۰۲ سوره مبارکه بقره، داستانى در مورد هاروت و ماروت نقل شده که اختلافات فراوانى دارد. در این میان، معروف ترین آن ها این است که زمانى که عصیان بنى آدم افزون شد، فرشتگان به عصیان بنى آدم به محضر خداوند اعتراض کرده و خداوند به ایشان دستور داد که از میان خود چند فرشته را انتخاب کنند که آنان هاروت و ماروت را برگزیدند. سپس آن دو به زمین آمدند و مرتکب گناهانى شدند. هاروت و ماروت پس از ارتکاب این گناهان، به دستور خداوند، مخیّر به انتخاب بین عذاب دنیوى و اخروى شدند که در نهایت، عذاب دنیوى را اختیار کردند و در چاهى به نام بابل آویزان شدند و عذاب آن ها هم چنان ادامه دارد.

در این مقاله، براى بررسى داستان هاروت و ماروت به نقل هاى گوناگون موجود اشاره شده، سپس با معرفى راویان اصلى داستان، آن را بر اساس دلایل نقلى و عقلى در بوته نقد مى نهیم.

واژگان کلیدى: هاروت، ماروت، زهره، سحر، فرشته، عبدالله بن عمر و کعب الاحبار.

مقدمه

قرآن کریم کتاب انسان ساز الهى نکته هاى پرمحتوا و مفید براى بشریت دارد و آیات آن نیازمند تفسیر دقیق براى فهم بیشتر است.

گاهى برخى مفسران بزرگوار در تفسیر برخى آیات، به داستان ها و احادیثى استناد کرده اند که راویان موثّقى ندارند. به علاوه متن برخى از آن ها با نص قرآن کریم در تناقض آشکار است که از آن جمله مى توان به افسانه هاروت و ماروت اشاره کرد که در کتاب هاى تفسیرى شیعه و سنى در تفسیر آیه ۱۰۲ سوره بقره آمده است. افسانه نقل شده با آن چه در آیه یاد شده آمده، اختلاف فراوانى دارد. هدف از نگارش این مقاله، یافتن پاسخ سؤالاتى است که در مورد این داستان به ذهن مى رسد؛ پاسخى مستدل و علمى.

وَاتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّیاطِینُ عَلى مُلْکِ سُلَیْمانَ وَما کَفَرَ سُلَیْمانُ وَلکِنَّ الشَّیاطِینَ کَفَرُوا یُعَلِّمُونَ النّاسَ السِّحْرَ وَما أُنْزِلَ عَلَى الْمَلَکَیْنِ بِبابِلَ هارُوتَ وَمارُوتَ وَما یُعَلِّمانِ مِنْ أَحَد حَتّى یَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَکْفُرْ فَیَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما یُفَرِّقُونَ بِهِ بَیْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ وَما هُمْ بِضارِّینَ بِهِ مِنْ أَحَد إِلاّ بِإِذْنِ اللهِ وَیَتَعَلَّمُونَ ما یَضُرُّهُمْ وَلا یَنْفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا لَمَنِ اشْتَراهُ ما لَهُ فِى الآْخِرَةِ مِنْ خَلاق وَلَبِئْسَ ما شَرَوْا بِهِ أَنْفُسَهُمْ لَوْ کانُوا یَعْلَمُونَ؛۲ و آن چه را که شیطان ]صفت[ها در سلطنت سلیمان خوانده ]و درس گرفته [بودند، پیروى کردند. و سلیمان کفر نورزید، لیکن آن شیطان ]صفت[ها به کفر گراییدند که به مردم سحر مى آموختند. و ]نیز از[ آن چه بر دو فرشته، هاروت و ماروت در بابل فرو فرستاده شده بود ]پیروى کردند[، با این که آن دو ]فرشته[ هیچ کس را تعلیم ]سحر [نمى کردند مگر آن که ]قبلا به او [مى گفتند: «ما ]وسیله[ آزمایشى ]براى شما [هستیم، پس زنهار کافر نشوى.» و]لى[ آن ها از آن دو ]فرشته [چیزهایى مى آموختند که به وسیله آن میان مرد و همسرش جدایى بیفکنند. هرچند بدون فرمان خدا نمى توانستند به وسیله آن به احدى زیان برسانند. و ]خلاصه [چیزى مى آموختند که برایشان زیان داشت، و سودى بدیشان نمى رسانید. و قطعاً ]یهودیان [دریافته بودند که هرکس خریدار این ]متاع [باشد، در آخرت بهره اى ندارد. وه که چه بد بود آن چه به جان خریدند، اگر مى دانستند.

طرح مسئله

در مورد این ماجرا داستان ها و اقوال گوناگونى مطرح شده که در تعارض آشکار با یکدیگرند.

از نظر قرآن کریم هاروت و ماروت براى آموزش سحر به مردم از جمع فرشتگان انتخاب و به زمین آمدند تا مردم در پرتو آگاهى از سحر، در مقابل سحر ساحران و شیاطین ایستاده، با آن ها مبارزه کنند.

برخى گفته اند که آن دو در ابتدا ارواح طبیعت بوده اند، سپس به صورت فرشته درآمده و آدمیان باستان آن ها را پرستش مى کرده اند.

برخى دیگر «مَلَکَیْن» (با فتح لام) را که در آیه مورد بحث آمده «مَلِکَیْن» (با کسر لام) خوانده و آن دو را به عنوان دو پادشاه حاکم بابل معرفى کرده اند که در میان مردم، مشغول ترویج سحر و جادو بوده اند. برخى دیگر نیز گفته اند که آن دو، نه فرشته بوده اند و نه پادشاه، بلکه دو موجود با ظاهرى زیبا، ولى شیطان صفت بوده اند.

اما در این میان، افسانه معروفى نیز وجود دارد که گفته شده زمانى که عصیان بنى آدم افزون شد، فرشتگان از عصیان بنى آدم، به محضر خداوند اعتراض کردند و خداوند به ایشان دستور داد که از میان خود چند فرشته۳ را انتخاب کنند و آنان هاروت و ماروت را برگزیدند. سپس آن دو به زمین آمدند و مرتکب گناهانى همچون قتل نفس، شرب خمر، سجده بر بت و زنا شدند که سبب این گناهان، زنى زیبارو به نام زهره بود که او نیز پس از فراگرفتن نام اعظم خداوند به آسمان ها رفت و به صورت ستاره زهره فعلى مسخ گردید. هاروت و ماروت نیز به دستور خداوند، مخیر به انتخاب بین عذاب دنیوى و اخروى شدند که در نهایت، عذاب دنیوى را اختیار کردند و در چاهى به نام بابل آویزان شدند و عذاب آن ها همچنان ادامه دارد.

جهت دانلود متن کامل مقاله  هاروت و ماروت از واقعیت تا افسانه کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : هاروت و ماروت از واقعیت تا افسانه، مقاله هاروت و ماروت از واقعیت تا افسانه، تحقیق هاروت و ماروت از واقعیت تا افسانه، مقاله در مورد هاروت و ماروت از واقعیت تا افسانه، تحقیق در مورد هاروت و ماروت از واقعیت تا افسانه،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 26 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله  آتش سوزى کتابخانه اسکندریه شامل 23 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد   آتش سوزى کتابخانه اسکندریه می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

کتاب سوزى اسکندریه یکى از بحث انگیزترین مسائل تاریخ فتوحات اسلامى است. هرچند اولین بار در قرن هفتم هجرى به این مسئله اشاره شده است، ولى طى قرون بعد، به ویژه در دوران معاصر مورخان و محققان فراوانى این موضوع را بررسى کرده اند. برخى با آوردن استدلال هاى گوناگون، موافق این خبر بوده و جمعى هم با ارائه قراین و شواهد گوناگون به کذب بودن این خبر معتقدند. به نظر مى رسد بیشتر کسانى که در مورد این موضوع تحقیق کرده اند تنها به بررسى گزارشى که از قرن هفتم هجرى در متون تاریخى آمده است، پرداخته اند و کم تر محققى از زاویه دید فتوحات اسلامى به موضوع نگاه کرده است. با دقت در متن اصلى گزارش و تعمق در استدلال ها و احتجاج هاى موافقان و مخالفان و نیز مقایسه این گزارش با مطالعه و بررسى جریان فتح مصر، پى مى بریم که این کار توسط مسلمانان صورت نگرفته و اگر هم به احتمال ضعیف چنین اتفاقى افتاده است، نبایستى در فتح اول اسکندریه باشد، بلکه در فتح دوم اسکندریه ودوران خلافت عثمان روى داده است. در این مقاله به بررسى این موضوع از زاویه اى که گفته شد، مى پردازیم.

واژگان کلیدى: کتاب سوزى، اسکندریه، عمربن خطاب و عثمان ابن عفان.

مقدمه

یکى از مسائل بحث برانگیز در مورد مصر و اسکندریه موضوع آتش سوزى کتابخانه آن شهر توسط مسلمانان است.

نگارنده در کتاب هاى فتوح اسلامى و منابع اولیه تاریخ اسلام تا قرن هفتم، گزارشى از آتش سوزى کتابخانه اسکندریه ندیده و اصلاً این مورخان به وجود یا عدم وجود کتابخانه اى در اسکندریه اشاره نکرده اند.

درباره این موضوع ظاهراً در دوران هاى متأخر، و بیشتر دوران هاى جدید تاریخ نگارى بحث شده است. روش ما در این نوشتار، بررسى آرا و عقاید مخالفان و موافقان این خبر است و در پایان آن چه به واقعیت نزدیک به نظر مى رسد، مطرح مى کنیم.

داستان کتاب سوزى

اصل داستان کتاب سوزى اسکندریه توسط مسلمانان، ظاهراً اولین مرتبه توسط قفطى (م ۶۴۶ هجرى) در کتاب تاریخ الحکماء بیان شده است:

یحیى النحوى المصرى الاسکندرى، اسقف نصارى بوده وقتى عمروبن عاص فتح مصر و اسکندریه نمود و یحیى مذکور بر عمرو داخل شد و حال آن که شنیده بود و دانسته بود عمرو پایه و منزلت او را در علم... پس عمرو او را اکرام کرد...عمرو مفتون او شد و از حجج منطقیه و الفاظ فلسفه که عرب را به آن آشنایى نبود، چیزهاى هایل شنید و عمرو مردى عاقل، نیکو و صحیح فکر بود و یحیى را ملازم شد و از وى مفارقت نمى کرده تا روزى یحیى او را گفت: تو احاطه کرده اى به اموال اسکندریه و به هر مال که بوده به تصرف در آورده، مهرى بر آن زده اى و از آن چه تو را سپاه تو را از آن انتفاعى باشد، معارض آن نمى شوم و اما آن چه را که شما از آن نفعى نباشد لامحاله ما به آن اولى هستیم خوب است بفرمایى دست ضبط از آن بردارند، عمرو گفت: چه چیز است آن چه تو بدان محتاجى و درکاردارى؟گفت: کتب حکمت که در خزانه ملوکانه است...عمرو از قصه آن ها در عجب بماند و گفت: مرا ممکن نیست که در باب کتب حکمى کنم مگربعد از استیذان امیرالمومنین. پس قصه آن کتب بر وجه مشروح به عمر نوشت... پس از جانب عمر جواب بر این وجه رسید: که در باب کتبى که ذکر کرده بودى، اگر آن چه در آن کتب است موافق است با آن چه کتاب اللّه بر آن مشتمل است، پس خداى سبحانه ما را از آن بى نیاز دارد و اگر مضامین آن کتب مخالف است با آن چه در کتاب الهى است، ما را حاجتى به آن نیست باید که در اعدام آن ها بکوشى. لاجرم عمرو شروع به متفرق گردانیدن آن کتب بر حمامات اسکندریه کرد تا بسوزانند آن ها را در اتون حمامات، و عدد حمامات اسکندریه را در آن وقت راوى براى من مذکور ساخت، لیکن من آن را فراموش کردم. اما گفته اند مدت شش ماه حمام ها به آن کتب دایر بودند. بشنو که چه گذشت و تعجب کن که جاى تعجب است؟۲

هم چنین ابن العبرى مورخ مسیحى در کتاب تاریخ مختصر الدول خود شبیه همین روایت را آورده و به احتمال فراوان آن روایت را از قفطى گرفته است.۳

جهت دانلود متن کامل مقاله  آتش سوزى کتابخانه اسکندریه کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : آتش سوزى کتابخانه اسکندریه، مقاله آتش سوزى کتابخانه اسکندریه، تحقیق آتش سوزى کتابخانه اسکندریه، تحقیق در مورد آتش سوزى کتابخانه اسکندریه، مقاله در مورد آتش سوزى کتابخانه اسکندریه،
لینک های مرتبط :


مقاله  خاتــم سلیمان نــبى(علیه السلام) افسانه یا واقعیت شامل 34 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  خاتــم سلیمان نــبى(علیه السلام) افسانه یا واقعیت می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چـکیده

یکى از پیامبران بزرگ الهى که در آیه هاى فراوانى از او یاد شده، سلیمان بن داود(علیه السلام) است. خداوند، نعمت ها و مواهب گوناگون بزرگى مانند علم و حکمت، آشنایى با زبان حیوانات، تسخیر باد، سپاهى مرکب از جن و انس و ملک، و حکومت گسترده و بى نظیر به او داده بود. در اثر گستردگى قلمروى ملک وحکومت و اقتدار فوق العاده اى که داشته، حکایات و داستان هاى فراوانى در کتاب هاى تفسیر و قصص انبیا درباره او نقل شده که تعدادى از آن ها به روشنى رنگ افسانه دارد. یکى از این داستان ها داستان انگشترى اسرارآمیز سلیمان است که گویا تمامى قدرت و حکومت او وابسته به آن بوده است، به طورى که وقتى یکى از شیاطین، آن را از وى ربود، سلیمان تا مدتى از قدرت و حکومت معزول شد و شیطان به جاى او بر سریر سلطنت نشست. بسیارى از مفسران، این افسانه را در تفسیر آیه ۳۴ و ۳۵ سوره ص نقل، و در واقع، این دو آیه را با این قصه تفسیر کرده اند.

در این مقاله، موضوع خاتم سلیمان و داستان ربوده شدن آن بررسى شده و اثبات مى شود که این داستان، از اسرائیلیات است و با دو آیه مزبور ارتباطى ندارد.

واژگان کلیدى: سلیمان، خاتم، اسرائیلیات، شیطان و تفسیر.

مقدمه

سلیمان بن داود(علیه السلام) از پیامبران بزرگ الهى بوده و ملک و حکومت گسترده داشته است. نام او در قرآن مجید هفده بار۲ آمده است،۳ در آن ها نکته هاى عبرت آموز و دانستنى از زندگانى، نبوت و حکومت او بازگو شده است. طبق بیان قرآن مجید، خداوند نعمت ها و مواهب گوناگون به او عطا کرده بود، از جمله، علم و حکمت،۴آشنایى با زبان پرندگان،۵ تسخیر باد وحرکت آن به فرمان او،۶ سپاهى مرکب از جن و انس،۷ دست رسى به معدن مس و ذوب آن،۸ و ملک و حکومت گسترده بى نظیر.۹

در اثر فزونى رویدادها و حوادث و قضایاى دوران نبوت، حکومت حضرت سلیمان و نیز به علت گستردگى قلمروى ملک و حکومت و اقتدار فوق العاده اى که داشته، حکایت ها و داستان هاى فراوانى درباره او در کتاب هاى تفسیر و قصص انبیا نقل شده است که تعدادى از آن ها به روشنى رنگ افسانه دارد.۱۰ یکى از این قصه ها، داستان انگشترى اسرارآمیز سلیمان است که گویا نماد نبوت و حکومت او بوده و تمامى قدرت و سلطه او وابسته به آن، و برخاسته از آن بوده، به طورى که وقتى یکى از شیاطین، آن را از وى ربود، سلیمان تا مدتى از قدرت و حاکمیت معزول شد و شیطان به جاى او بر سریر حکومت نشست!.

در این مقاله، داستان یاد شده را از منابع تفسیرى نقل کرده و سپس به نقد آن مى پردازیم:

الف) گزارش منابع تفسیرى از خاتم اسرار آمیز سلیمان

گرچه داستان هاى شامل انگشترى رمز آلود حضرت سلیمان، در منابع مختلف تفسیرى، روایى و قصص انبیا، در جزئیات و تفاصیل، با هم اختلاف دارند، اما نقطه مشترک همه آن ها این است که تمامى قدرت و حاکمیت حضرت سلیمان وابسته به یک انگشترى بوده است،۱۱ به گونه اى که روزى یکى از شیاطین، آن را ربود و به صورت حضرت سلیمان درآمد و در تخت سلطنت او نشست، سلیمان که با این کار شیطان از قدرت عزل شده بود گمنام و ناشناخته دچار فقر و تنگ دستى و آوارگى شد. او که نمى توانست خود را به اطرافیان معرفى کرده شیطان را طرد کند، به ماهى گیرى پرداخت، و سرانجام پس از رویدادهایى، خاتم ربوده شده را از شکم یک ماهى به چنگ آورده و از آن روز مجدداً بر سریر حکومت نشست!. گفتنى است که در آیه ۳۴ و ۳۵ سوره «ص» سخن از آزمایش الهى در مورد حضرت سلیمان به میان آمده است که به علت ایجاز و اختصار آیه، مفسران، آن را به گونه هاى مختلف تفسیر کرده اند. قضیه این آزمایش، دست مایه ورود افسانه انگشترى سلیمان به برخى از کتاب هاى تفسیرى شده است، خداوند در دو آیه یاد شده، مى فرماید:

و لقد فتّنا سلیمان و ألقینا على کرسیّه جسداً ثم أناب * قال رب اغفرلى وهب لى ملکاً لاینبغى لأحد من بعدى انک انت الوهاب; ما قطعاً سلیمان را آزمودیم و بر تخت او جسدى افکندیم، سپس او به درگاه خدا توبه کرد * گفت: پروردگارا! مرا ببخش و حکومتى به من عطا کن که بعد از من سزاوار هیچ کس نباشد، تو بسیار بخشنده اى.

جهت دانلود متن کامل مقاله  خاتــم سلیمان نــبى(علیه السلام) افسانه یا واقعیت کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : خاتــم سلیمان نــبى(علیه السلام) افسانه یا واقعیت، مقاله خاتــم سلیمان نــبى(علیه السلام) افسانه یا واقعیت، تحقیق خاتــم سلیمان نــبى(علیه السلام) افسانه یا واقعیت، مقاله در مورد خاتــم سلیمان نــبى(علیه السلام) افسانه یا واقعیت، تحقیق در مورد خاتــم سلیمان نــبى(علیه السلام) افسانه یا واقعیت،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله خلقت انسان از نظر قرآن شامل 39 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  خلقت انسان از نظر قرآن می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

مقدمه :

انسان تنها موجودی است که از دو بعد مادی و غیر مادی شکل گرفته است این موجود یگانه چنان که قرآن کریم به آن اشاره می فرماید رشد خود را از خاک شروع کرده و مراحل مختلف تکامل را پشت سر گذاشته تا آن جا که روح خدایی در درون وی شکوفا شده و همراه وی وهمگام با هم به حرکت در آمده و با طی مراحل گوناگون صفات و ویژگی های همچون عقل ، عشق و عواطف انسانی را از خود به مرحله ی ظهور و شکوفایی رسانده است .

آنچه همیشه ذهن انسان را متوجه کرده و در طول تاریخ او را به تلاش و تفکر واداشته است معرفت نفس یا خودشناسی است انسان درپی شناختن خود گاه به راه درست و گاه به نادرست گام نهاده است .

قرآن کریم به منظور دستیابی به خودشناسی و رشد شخصیت و ارتقای نفس انسان به مدارج کمال انسانی ، مناسبترین و بهترین راهی را که بتواند زمینه ی خوشبختی دنیا و آخرت او را فراهم کند به وی نشان داده است در قرآن کریم آیات بسیاری وجود دارد که فطرت موجودی انسان و حالات گوناگون روان او را متذکر شده و علل انحراف و بیماری و همچنین راههای تهذیب و تربیت و معالجه ی روان انسان را به طور جامع نشان داده است ما می توانیم که کمک حقایقی که در قرآن درباره ی انسان و صفات و حالات گوناگون روانی او آمده است بخوبی شخصیت انسانی خویش را رشد دهیم و همچنین انگیزه های اصلی محرک رفتار انسان و عواملی را که در هماهنگ کردن شخصیت و تکامل و ایجاد بهداشت روانی انگیزه بسزایی دارند بشناسیم زیرا قرآن سخن آفریدگار انسان است و بدیهی است که آفریدگار به طبیعت و اسرار آفرینش مخلوق خود داناتر است (الا یعلم من خلق و هو اللطیف الخبیر ) آیا آن خدایی که خلق را آفرید عالم ( به اسرار آنها ) نیست و به حال آنکه به باطن ( و ظاهر همه ی ) امور عالم آگاه است سوره ی ملک آیه ۱۴

انگیزه های رفتار در قرآن :

انگیزه ها نیروهای محرکی هستند که در موجود زنده خالقی از نشاط و فعالیت بر می انگیزند و رفتارش را آشکار می سازند  و او را در سوی هدف یا هدف های مشخص راهنمایی می کنند . انگیزه ها وظایف ضروریت و مهمی برای موجود زنده انجام می دهند در واقع این انگیزه ها هستند که انسان را به برآمدن نیازهای اساسی و ضروری زندگی و آدمی آن وامی دارند و نیز او را به انجام بسیاری از کارهای مهم دیگر در هماهنگ کردن انسان با محیط زندگی مفید هستند بر می انگیزند روان شناسان جدید انگیزه ها را به دو بخش اصلی تقسیم می کنند و آنها عبارتند از :

۱-       انگیزه های فیزیولوژیک :  این انگیزه ها ، در نیازهای فیزیولوژیک یک جسم و عوارضی که در بافت های بدن مانند کمبود مواد لازم برای بدن را به هم خوردن تعادل آن به وجود می آیند مربوط می شود این    انگیزه ها رفتار فرد را در جهت اهدافی که نیازهای فیزیولوژیک بدنش را بر آورده کنند راهنمایی می کنند و یا نقص و کمبودی رتا که گاهی در بافت های بدن به وجود می آید جبران می کنند و آن را از توازن به حالت گذشته بر می گردانند .

۲-        انگیزه های روانی : این انگیزه ها به وسیله ی فراگیری در جریان رشد اجتماعی فرد قابل حصول هستند . و انگیزه هایی هستند که مستقیما در مورد انگیزه های فیزیولوژیک مانند گرسنگی و خستگی صادق است .

انفعال ها در قرآن :

 مشیت حکیمانه ی خداوند چنین اقتضا می کند که یک سلسله حالتهای انفعالی در انسان و نیز حیوان قرار دهد این عواطف ( علاوه بر انگیزه ها ) در حفظ نسل و بقای نسل انسان و حیوان به آنها کمک می کنند مثلا ترس که حالتی انفعالی است باعث می شود از خطرهایی که تهدید مان می کند دوری کنیم و حالت انفعالی خشم ما را به دفاع از خود و مبارزه برای بقا وا می دارد و یا حالت انفعالی محبت ، اساس و پایه یی پیوند دو جنس نر و ماده   ( در انسان و حیوان ) و جذب هر کدام به دیگری برای بقای نوع می باشد .

میان انگیزه ها ( عواطف فعال ) و عواطف انفعالی رابطه ی مستحکمی وجود دارد چون هر انگیزه ای معمولا همراه یک حالت انفعالی است مثلا هر گاه انگیزه ای در انسان به اوج خود برسد و برای مدتی از ارضای آن جلوگیری به عمل آید به انسان حالتی از تنش دست می دهد و این حالت معمولا با حالت وجدانی و انفعالی اندوه و گرفتگی همراه است اما ارضای انگیزه ی مزبور حالت شادی و خوشحالی به همراه دارد علاوه بر این عواطف انفعالی درست مانند انگیزه ها ، وظیفه ی جهت دادن به رفتار وارشاد را نیز انجام می دهند به عنوان مثال حالت انفعالی ترس انسان را به فرار و دورشدن از خطر وامی دارد و حالت انفعالی خشم شخصی را به دفاع از خود و گاهی حتی به تجاوز وادار می کند و یا حالت انفعالی محبت باعث نزدیکی انسان به محبوبش می شود و در قرآن کریم توصیف دقیقی درباره ی بسیاری از عواطف انفعالی مانند ترس و خشم ، محبت ، شادی ، نفرت ، غیرت ، حسد  پشیمانی ، شرم و خواری که انسان آنها را احساس می کند آمده است .

غلبه بر انفعال ها :

قرآن به ما توصیه کردهاست که بر هر یک از انفعال های غم و شادی مسلط باشیم ما نباید نسبت به مصائب و حوادث غم انگیزی که در زندگی برای خود ما یا فرزندان یا متملکات و اموالمان پیش می آید بیش از اندازه اظهار اندوه کنیم همانطور که نباید در ابراز شادی آنچه از نیکی و خیری که به ما می رسد و یا موفقیت و برتری و شهرت و مقامی که به دست  می آوریم زیاده روی کنیم زیرا چیزهایی از این قبیل تنها در علم خداوند متعال و در گروی خداست اوست ( ما احساب من مصیبه فی الارض و لا فی انفسکم الا فی کتاب من قبل ان نبراها ان ذالک علی الله یسیر لکیلا تاسوا علی ما فاتکم لا تفرحوا بما اتکم و الله لا یحب کل مختال فخور )

هر رنج و مصیبتی در زمین ( از قعطی ، آفت و فقر و ستم یا از نفس خویش چون ترس و غم و درد ) به شما رسد همه در کتاب ( لوح محفوظ ما ) پیش از آنکه که در دنیا ایجاد کنیم ثبت است و خلق آن بر خدا آسان است   ( این را بدانید ) تا هرگز بر آن چه از دست شما رود دلتنگ نشوید و به آنچه به شما می رسد دلشاد نگردید و خدا دوستدار هیچ خودستایی نیست به طور کلی خداوند سبحان ما را به کنترل انفعالات خود و حکومت و تسلط بر آنها سفارش می کند ایمان راستین  به خدا و پیروی از سنت او که در قرآن ترسیم فرموده و پیامبر اکرم ( ص) آن را بر ایمان بیان کرده است آنچنان اراده و عزم و نیرومندی به ما می دهد که بتوانیم به انفعالات خود حکومت و سیطره داشته باشیم در قرآن آیات بسیاری آمده که روشن می کند ایمان در خدا همچون سپری در مقابل ترس است و اصولا مرض ترس را مطالعه می کند .

جهت دانلود متن کامل مقاله خلقت انسان از نظر قرآن کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : خلقت انسان از نظر قرآن، مقاله خلقت انسان از نظر قرآن، تحقیق خلقت انسان از نظر قرآن، مقاله در مورد خلقت انسان از نظر قرآن، تحقیق در مورد خلقت انسان از نظر قرآن،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 15 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
تحقیق رابطه باورهای دینی و ازدواج موفق شامل 107 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  رابطه باورهای دینی و ازدواج موفق می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

ازدواج یا مقدسترین سنت الهی در جهان طبیعت :

یکی از اساسی ترین نکات بعثت انبیاء این بود که بشر بداند، جهان – با تمام نظم و ترتیب و دقتی که در آن بکار رفته است – حادث می باشد؛ و لذا در پدید آمدن خود، به محدث و خالقی نیازمند است، و او است که خدای همۀ آفریده ها، و دانا و بینا است، و بندگان خود را به تکالیف و مقرراتی موظف کرده، مطیعان را پاداش نیک، و گناه کاران را کیفر می دهد. توجه به این مطلب جز از طریق ارسال انبیاء ممکن نبود. بهمین جهت اگر کسی متنکر رسالت باشد، منکر خدائی است، و خداوند دربارۀ منکران رسالت چنین می گوید :

« و ما قدروالله حق قدره اذ قالوا ما انزل الله علی بشر من شیئی[۱] »

و ارج ننهادید خدایرا، شایان ارجمندش، به آن هنگام که گفتند : خداوند بر بشر چیزی را فرو نفرستاده است.

پس چون حکمت ارسال رسل و بعثت انبیاء، تبیین تکالیف بشری است، لذا ما بآسانی می توانیم معاملات و رفتار خود را به این تکالیف عرضه و تطبیق نمائیم. و امر ازدواج که – بمنظور ایجاد نسل – از سنتهای بزرگ و مقدس الهی در جهان آفرینش، و مهمترین رفتار در زندگانی بشری است باید از آن طبق موازین دین و برنامه الهی بهره برداری شود.

قبل از آنکه از تکالیف مربوط به ازدواج آگاهی بدست آوریم لازم است به حکمت تشریع و ایجاد این سنت در جهان خلقت آشنائی پیدا کنیم :

خداوند متعال در قرآن کریم میگوید :

«یا ایها الناس اتقو ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منهما رجالاً کثیراً و نساء …[۲]»

ای مردم! پروردگار خود را پرهیزگار باشید، پروردگاریکه شما را از یک تن آفرید، و از او جفتش را خلق کرد، و از ناحیۀ آندو مردان و زنان زیادی را پراکند.

پس منظور از ازدواج : اولاً ایجاد و تکثیر نسل میباشد، و ثانیاً پیوندی است که بوسیلۀ آن میان دو فرد بیگانه بوجود میآید. زیرا هیچ انسجام و پیوندی بملنند پیوستگی و اتحادیکه میان زن و شوهر از ناحیۀ ازدواج برقرار می شود، وجود ندارد. لذا خداوند آنرا از علائم قدرت و عظمت معرفی کرده است آنجا که می گوید :

« و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم موده و رحمه ان فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون[۳] »

و از آیات و نشانه های خدا این است که از موجودی شبیه خودتان، جفتهائی آفرید تا بدانها بیارامید، و درمیان شما دوستی و مودت و مهر برقرار ساخت، در این نکته، نشانه هائی است برای آن گروهی که می اندیشند.

یعنی ممکن است گاهی دختری از یک نقطۀ دنیا با پسری از نقطۀ دیگر، ازدواج کنند، ولی ازدواج، این فاصله ها و مسافتها را از میان برداشته، و هماهنگی و علاقۀ متقابلی میان آندو برقرار می سازد، آنچنانچه آنها را مانند اعضاء یک پیکر قرار میدهد.

علوه بر پیوند محبت آمیزی که ازدواج میان دو شخص دور و بیگانه از هم بوجود میآورد، دو موجود را از خطر انحراف جنسی و اخلاقی حفظ می کند. ولی حکمت اساسی ازدواج متوجه توالد و تناسل است. پیغمبر اسلام فرمود :

« تناکحوا تکثروا فانی ابهی بکم الامم یوم القیمه …[۴]»

ازدواج کنید و تکثیر نسل نمائید زیرا من بشما ملتهای مسلمان در روز رستاخیز مباهات مینمایم.

برای فرزند صالح و سالم، فضائل و پاداشهای فراوانی در اسلام برای پدران و مادران مقرر شده است که ما در فصول آنده بسیاری از احدیثی که در این باره وارد شده است متذکر خواهیم شد. علاوه بر این پدر از ناحیۀ فرزند در زندگانی برخوردار، و از دعاء او پس از مرگ بهره مند است؛

امام صادق (ع) میفرماید :

« میراث الله من عبده المؤمن : ولد صالح یستغفرله[۵] »

میراث خوا از بندۀ مؤمن، فرند شایسته ای است که برای او طلب آمرزش نماید.

پس چون هدف اساسی ازدواج، ساختن نسل صالح و سالم است لذا اسلام در انتخاب همسر راهنمائی های لازم را ارائه کرده، و دقیقترین نکات را در امر ازدواج گوشزد نمده است، و برای اینکه از این راهنمائیها آگاهی کافی بدست آوریم نخست قانون وراثت را – که مدخل این باب است.

از دست دادن همسر ، شاخصترین فقدان :

دربارۀ پیامدهای «داغدیدگی»[۶] بر سلامتی انسان مطالب زیادی نوشته شده است. مطالعات عرضی نشان می دهد زنانی که شوهرانشان را به تازگی از دست داده اند احساس فناپذیری در آنها به طور چشمگیری افزایش یافته است؛ میزان مرگ و مبر در این موقعیت ده برابر آنچه انتظار می رفت، برای گروه سنی خاص افزایش یافته است (کراس[۷] و لیلینفلد[۸]، به نقل از ویلیامز ۱۹۸۹). افزایش اندکی نیز در مرگ و میر به وسیلۀ «پارکز[۹]» و همکارانش یافته شد (۱۹۶۹). مطالعه آنها مربوط به مردهایی بود که زن های خود را از دست داده بودند. این افزایش به طور عمده همراه با بیماری های قلبی در شش ماه اول بعد از داغدیدگی گزارش شده است. مطالعه ای دیگر با کنترل سنّ و جنس و اقامت در یک دورۀ ده ساله به وسیلۀ «هلسینگ[۱۰]» و همکارانش (۱۹۸۱) صورت گرفت. این مطالعه نیز افزایش در مرگ و میر را تأیید نمد؛ لیکن نتایج این مطالعه هم در مورد بیوه زن ها و هم در مورد بیوه مردها صادق بود. مطابق یافته های دیگر، متغییرهای متعددی مانند طبقۀ اجتماعی، اعتیاد به سیگار به طور محسوسی نتایج را برای مردهایی که همسران خود را از دست داده اند و یا ازدواج مجدد کرده اند، پایین می آورد.

اثرهای زیانبار فقدان همسر را بر سلامتی همسر دیگر هرگز نمی توان انکار کرد، اما چهار نکتۀ روشنگر و قابل بحث وجود دارد که دلیل بالا بودن میزان مرگ و میر را در میان مردهایی که همسران خود را از دست داده اند روشن می کند. نکات مذکور عبارتند از :

۱ ) کسانی که ناسالم هستند تمایل دارند با افراد ناسالم ازدواج کنند.

 به عبارت دیگر، افرادی که دارای ناتوانی های فیزیکی هستند، یا کسانی که عادت های بدی مانند سیگار کشیدن و یا اعتیارد به مواد مخدر دارند و یا افرادی که مستعد چاق شدن هستند برای ازدواج، افرادی را انتخاب می کنند که از نظر سلامتی مشکلات مشابهای داشته باشند. به مصداق مثل معروف «کبوتر با کبوتر، باز با باز – کند هم جنس با هم جنس پرواز» افراد سعی می کنند در انتخاب به سراغ کسانی بروند که مهلت های زندگی شان تقریباً برابر باشد.

جهت دانلود متن کامل تحقیق رابطه باورهای دینی و ازدواج موفق کلیک نمایید




نوع مطلب :
برچسب ها : رابطه باورهای دینی و ازدواج موفق، مقاله رابطه باورهای دینی و ازدواج موفق، تحقیق رابطه باورهای دینی و ازدواج موفق، مقاله در مورد رابطه باورهای دینی و ازدواج موفق، تحقیق در مورد رابطه باورهای دینی و ازدواج موفق،
لینک های مرتبط :


چهارشنبه 8 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله ازدواج و تابعیت زن ایرانی شامل 30 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  ازدواج و تابعیت زن ایرانی می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

ازدواج» و «تابعیت» در دسته ارتباط احوال شخصیه توصیف شده که در قلمرو حقوق خصوصی قرار می‌گیرند. هر یک از کشورها و کنوانسیون‌های بین‌المللی براساس نظریه‌های وحدت، استقلال تام و استقلال نسبی تابعیت زوجین؛‌ قوانین متفاوتی را وضع کرده‌اند. روش قانون مدنی ایران «وحدت تابعیت خانواده» و ترجیح تابعیت زوج بر تابعیت زوج بر تابعیت زوجه و حتی ترجیح تابعیت ناشی از نسب پدری بر تابعیت منبعث از نسب مادری است. در این مقاله به بررسی تاثیر و تاثر متقابل نکاح و تابعیت در صورت اختلاف زوجین پرداخته شده و ماده ۹ کنوانسیون «رفع تبعیض علیه زنان» و مواردی از قانون‌ مدنی مورد نقد و بررسی قرار گرفته است در نتیجه این پژوهش معلوم می‌گردد هر گونه اصلاح به منظور تغییر در این موضوع باید به طور هماهنگ در تمام مواد به انتخابی اساسی و مستدل در مبانی نظری اعمال شود. در انتهای مقاله پیشنهاد اصلاح مواردی از قانون مدنی برای نیل به چنین تغییری با انتخابی آگاهانه ارائه شده است.

مقدمه

 تکوین جوامع اولیه متکی بر اولویت‌ و قاهریت توان جسمی و نوعا عاری از تفکر، ظرافت و احساس بود، زنان با جسم ظریف و طبع لطیف در این روند از جایگاه چندان مستحکمی برخوردار نبودند؛ با این فرض تاریخی، می‌توان به بنیان مقهوریت و در نتیجه به مظلومیت زنان در اعصار گذشته پی‌برد. تبعیض بین زنان و مردان آن چنان عمیق است که امروزه حتی در کشورهای پیشتاز تمدن نوین در برخی موارد حقوق سیاسی و احوال شخصی زنان در وضع چندان مساعدی قرار ندارند. رشد تدریجی و تحول فکری جوامع، منطق اجتماعی را پدیدار ساخته و بشریت را به بازشناسی و بازنگری نسبت به میراث‌های گذشته وادار نمود. البته منزلت اجتماعی زنان و حقوق آنان نیز بعضا مورد توجه و عنایت خاص قرار گرفته است، به عنوان مثال پیامبران از منشا وحی، سخنانی ایراد فرموده‌اند و فلاسفه از مبنای فکر و صاحب نظران جوامع با ارزیابی استعدادهای زنان نسبت به حقوق طبیعی و واقعی آنان کتاب نوشته و سخنرانی‌ها کردند.

موضوع تحول حقوق زنان علاوه بر آن که روند منطقی خود را طی می‌کند، در برخی از موارد دستخوش برخی جنجال‌های فریبنده و مجازی نیز قرار گرفته، به نحوی که جوامع برای دست یابی به جایگاه شایسته این قشر عظیم در بعضی موارد دچار تردید و اشتباه شده‌اند، در این بازار جنجال سوداگران نیز بیکار نبوده وجاهت و جذابیت زنان را چاشنی تبلیغات مجازی خود نموده‌اند. در این حال شان و منزلت جامعه زنان و ارکان خانواده‌ها از این طریق تخریب می‌شود. مبارزه با این شیوه انحرافی یکی از ضروریات اجتناب ناپذیر زنان پیشرو به شمار می‌رود، به هر حال عنایت همه جانبه داخلی و بین‌المللی این حقیقت را آشکار می‌سازد که زنان حقوق از دست رفته‌ای دارند و باید سعی وافر مبذول شود تا این حقوق به هر نحو ممکن احیا گردد. [۱]

ازدواج و تابعیت در «دسته ارتباط» احوال شخصیه توصیف می‌شوند. [۲]

سؤال مهم این است که ازدواج به معنی انعقاد قرارداد زوجیت یا مزاوجت که در قلمرو حقوق خصوصی قرار می‌گیرد، چگونه با موضوع تابعیت که به معنای رابطه بین فرد و دولت است و در حقوق عمومی قرار دارد؛ با یکدیگر مرتبط می‌شوند؟ از دیدگاه‌ حقوق داخلی ایران (و بسیاری از کشورها) اگر زوجین تبعه ایران باشند و در خارج از کشور ازدواج کنند، مطابق ماده ۶ق.م. روابط ماهوی این نکاح تابع قانون ملی زوجین است، این مقاله فارغ از این موضوع است. اما اگر زن و مرد تبعه دو دولت باشند،این موضوع در دو مرحله قابل بررسی است.مرحله اول ،انعقاد قرارداد و رعایت شرایط صوری و ماهوی در این زمان است. مرحله دوم، روابط زوجین بعد از انعقاد قرارداد است. موضوع این نوشتار این است که اگر زن و مرد دارای دو تابعیت باشند و ازدواج نمایند چه قانونی بر روابط ایشان حاکم است؟ تکالیف و حقوق زوجین طبق کدام قانون تعیین می‌شود؟ و اگر در مرحله انعقاد عقد زوجین تبعه یک دولت باشند، سپس یکی از آنها تابعیت خود را تغییر دهد، آیا این تغییر در تابعیت دیگری موثر است؟

در پاسخ به این سؤال‌ها نظرهای متعددی مطرح شده است؛ گاه قانون دولت متبوع زوج، گاه قانون دولت مقر دادگاه و گاه نیز قانون اقامتگاه مشترک زوجین ترجیح داده است. قانون مدنی ایران قانون دولت متبوع زوج را به شرحی که در ادامه مقاله بیان می‌گردد؛ انتخاب نموده که به نظر منطقی نمی‌رسد. البته توجیه قانون مدنی این است که چون در ایران و بسیاری از کشورها ریاست خانواده به عهده شوهر است، لذا تابعیت شوهر برای تابعیت زن مرجع است. این توجیه صرف نظر از مناقشه نسبت به ریاست شوهر در خانواده دارای این اشکال است که منطق موجود مقررات داخلی مربوط به روابط خصوصی زوجین، قابل تطبیق با مقررات و قواعد حل تعارض قوانین مرتبط با حقوق بین‌الملل خصوصی نیست؛ زیرا این قواعد دو جانبه یا چند جانبه بوده و عامل خارجی در آن وجود دارد. به هر حال برای موضع گیری بهتر لازم است، مبانی نظری این اختلاف‌ها کشف شود، سپس روش‌های حل تعارض در این زمینه مورد بحث و بررسی قرار گیرد.

بنابراین در ابتدا به بررسی اجمالی مفهوم تابعیت و مبانی زنان پرداخته، سپس به تحلیل حقوق داخلی و تطبیق آنها با کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان پرداخته می‌شود

تابعیت زن

تابعیت رابطه مردم با دولت متبوع خود است، برای این امر دو عنصر، وجود شخص و رابطه تبعیت به منظور حمایت لازم است. [۳]

 تابعیت دارای دو قسم اصلی و اکتسابی است.

تابعیت اصلی از زمان تولد به شخص تحمیل می‌شود؛‌ولی تابعیت اکتسابی یا اشتقاقی از طریق پذیرش تابعیت کشور دیگر یا از طریق ازدواج به دست می‌آید. تابعیت تبعی نیز آن است که به تبع تابعیت، یا پذیرش تابعیت کشور دیگر به فرزند صغیر داده می‌شود. لذا تابعیت زن می تواند تابعیت اصلی تلقی شود که قاعدتا نباید پس از ازدواج به صورت تحمیلی تغییر کند، بلکه باید اکتسابی یا با اراده شخصی زن تغییر نماید.

مبانی نظری تابعیت زن

نظریه‌های متفاوتی در سیستم حقوقی کشورها در رابطه با تابعیت زن پس از نکاح موجود است. هر یک از این سیستم‌ها دارای مزایا و معایبی است. ابتدا به شرح اجمالی این نظریه‌ها پرداخته و سپس تئوری که حقوق ایران و کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان از آن پیروی نموده‌اند.مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد.

 -۱ وحدت تابعیت

طبق این نظریه خانواده‌ یک رکن واحد است و برای تامین وحدت، باید تابعیت واحد باشد لذا تابعیت یکی از زوجین به همسر دیگر تحمیل می‌شود و از آنجا که در بسیاری از نظام‌های حقوقی، ریاست خانواده از خصائص شوهر است و در برخی کشورها تابعیت پدر از راه نسبی و براساس سیستم خون به طفل منتقل می‌شود؛ بر این اساس تابعیت شوهر به زن تحمیل می‌گردد. طبق این سیستم اگرچه به حقوق زن احترام گذاشته می‌شود ولی این اعتقاد وجود دارد که بهتر است در درون خانواده یک تابعیت وجود داشته باشد. [۴]

جهت دانلود متن کامل مقاله ازدواج و تابعیت زن ایرانی کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : ازدواج و تابعیت زن ایرانی، مقاله ازدواج و تابعیت زن ایرانی، تحقیق ازدواج و تابعیت زن ایرانی، مقاله در مورد ازدواج و تابعیت زن ایرانی، تحقیق در مورد ازدواج و تابعیت زن ایرانی،
لینک های مرتبط :


تحقیق  علل افزایش سن ازدواج در جوانان گروه سنی ۲۶ تا ۳۵ سال شامل 59 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد علل افزایش سن ازدواج در جوانان گروه سنی ۲۶ تا ۳۵ سال می باشد

مقدمه

ازدواج یکی از مهمترین نیازهای آدمی است که دین مقدس اسلام به آن اهمیت فراوانی داده است و آن را از مهمترین سنت های دینی شمرده که مایه برکات بی شماری است از نظر قرآن ازدواج مایه آرامش روح و روان آدمی است ، این خود از نشانه های رحمت بزرگی خداوند است تشویق اسلام به ازدواج خصوصاً در سن جوانی و کراهت اسلام از تجّرد و رهبانیت در بسیاری از سخنان معصومین آمده است . آثاری چون بزرگداشت سنت پیامبر قرار گرفتن در ولایت و حمایت خداوند

به خشم آوردن شیطان کامل شدن ایمان جوانان زیاد شدن روزی و مانند آن از برکات ازدواج ، در کلام امامان شمرده است همچنین تاخیر درآمد ازدواج در بعضی روایات مردود دانسته شده و تاکید شده است . [۱]

 هیچ چیز نباید باعث تاخیر انسان در ازدواج شود ، حتی اگر فقر باشد . در روایتی مردان بدون همسر را سرزنش می کند و تجرد را به سبب شرور شدن می داند و در روایتی دیگر به کسانی که صاحب دخترهستند . سفارش می کند در ازدواج دخترانشان تعجیل کنند که در اینجا به این روایت اشاره می کنیم :

 

 

چکیده :

پیشنهاد ازدواج دادن بی شک یکی از مهمترین و بزرگترین گامهایی میباشد که تا به حال برداشته اید. شما خواهان آن هـستـید که در آن لحظه همه چیز عالی و بـه بـهتـریـن نحو پیش رود و از آن مهمتر که میخواهید پاسخ وی مثبت بـاشـد! ایـن نکـات را هــنگام دادن پیشنهاد ازدواج مد نظر قرار دهید تا شانس موفقیت شما افزایش یابد.

  ازدواج مـصـدر ثـلاثى مزید از باب افتعال وزواج مصدر باب مفاعله است , این دو واژه در اصطلاح فـقـهـى وقـانـونـى , بـه معناى رابطه اى است حقوقى که لازمه آن , جواز کامجویى بین زن ومرد مـى بـاشـد, چنان که واژه نکاح نیز به همین معناست , هر چند از نظر لغت , ازدواج به معناى متحد شدن دو انسان ونکاح به معناى همخوابگى آن دو مى باشد.
بنابراین , نکاح وازدواج به معناى حق همخوابگى وبه وحدت رسیدن است , که معنایى است لغوى و عـقـد عـامل پیدایش این حق است , هر چند فقها و حقوقدانان در بسیارى از موارد مقصودشان از نکاح وازدواج , عقد خاص مى باشد.
ازدواج به عنوان سنتی پسندیده در تمامی جوامع در طول تاریخ از جایگاه خاصی برخورداربوده است . شروع زندگی مشترک روزنه ای بر ارضای نیازهای زیستی ، روانی و اجتماعی می باشد ، با این حال بنا به دلایل متعدد امروزه بسیاری از ازدواجها به طلاق منجر می شود .

        انگیزه های افراد برای تشکیل زندگی مشترک ، متعدد است ، بعضی از این انگیزه ها به دلیل ناهمخوانی  با واقعیتهای زندگی زناشویی محکوم به شکست می شود . در این مطلب سعی بر این است تابه انگیزه هایی که احتمالا به شکست در زندگی مشترک (طلاق) منجرمی شود ، نظری بیفکنیم .

امام رضا (علیه السلام) فرمود :

جبرئیل امین بر پیامبر خدا (r) نازل شده و عرض کرد : ای محمد ( r ) پروردگارت به تو سلام می رساند و می فرماید : دختران و زنان با کره مانند میوه درختان هستند و همان طور که میوه وقتی می رسد ، چاره ای جز چیدن ندارد ، و الا تابش خورشید و وزش باد آن را فاسد می کند ، دختران و زنان با کره هم ( وقتی به سن بلوغ و ازدواج می رسند ) چاره ای جز ازدواج ندارند والا از گرفتار شدن به فتنه و انحراف ، در امان نیستند . پس رسول خدا مردم را جمع کرد و به منبر رفت و پیام پروردگار عزیز را به آنان ابلاغ کرد .

بنابراین از نظر اسلام تاخیر ازدواج امر نکوهیده ای است که مورد حمایت خدا نیست .[۲] اما آن چه امروز در جوامع اسلامی ، خصوصاً جامعه ما در عمل دیده می شود . متاسفانه برخلاف سفارشات اسلام است و آمارها از بالا رفتن سن ازدواج حکایت دارد . بنابر آماری که در روزنامه ها منتشر شده میانگین سن ازدواج پسران از ۲۴ سال و دختران از ۱۸ سالگی است در سال ۷۵ به ترتیب به ۲۶ و ۲۲ در سال ۸۰ رسیده است .

در حالی که طبق آمار دیگری ، میانگین سن ازدواج در پسران ۳۳ و دختران ۲۸ سال می باشد .

این افزایش بی سابقه سن ازدواج مشکلات فراوانی به دنبال خواهد داشت گرچه در این مقاله مجال بررسی آن فراهم نیست ، ولی فهرست وار به برخی مشکلات ناشی از این افزایش اشاره کرد : افسردگی ، مبتلا شدن به وسواس در انتخاب همسر – بلاتکلیفی – احتمال افزایش انحراف اخلاقی – احساس سربار بودن و …


بیان مسئله

در طی این تحقیق ما برآنیم تا به سوالات زیر پاسخ دهیم و تاثیر هر کدام از عوامل زیر را بر روی بالا رفتن سن ازدواج بررسی کنیم . با توجه به اینکه عوامل همچون ، عوامل اقتصادی و عوامل اجتماعی ، سنت های خانوادگی و قبیله ای ، نوع نگرش افراد نسبت به امر ازدواج موانع سه راه ازدواج و … در این امر موثر می باشند این سوالات مطرح می شود که این تحقیق درصد پاسخ گویی به آنهاست .

۱- آیا عوامل اقتصادی مانند وضع مالی ، انتظارات طرفین و غیره . در بالا رفتن سن ازدواج موثر است ؟

۲- آیا عوامل اجتماعی مانند فرهنگ جامعه ، آماده نکردن جوانان برای ازدواج از طرف جامعه و … در بالا رفتن سن ازدواج موثر است ؟

جهت دانلود متن کامل مقاله علل افزایش سن ازدواج در جوانان گروه سنی ۲۶ تا ۳۵ سال کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : علل افزایش سن ازدواج در جوانان گروه سنی ۲۶ تا ۳۵ سال، مقاله علل افزایش سن ازدواج در جوانان گروه سنی ۲۶ تا ۳۵ سال، تحقیق علل افزایش سن ازدواج در جوانان گروه سنی ۲۶ تا ۳۵ سال، مقاله در مورد علل افزایش سن ازدواج در جوانان گروه سنی ۲۶ تا ۳۵ سال، تحقیق در مورد علل افزایش سن ازدواج در جوانان گروه سنی ۲۶ تا ۳۵ سال،
لینک های مرتبط :


شنبه 4 اردیبهشت 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله  گونه‌هاى ازدواج در عصر جاهلى شامل 34 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد گونه‌هاى ازدواج در عصر جاهلى می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده

«ازدواج» یا به عبارتى پیوند میان زن و شوى، «خانواده» را مى آفریند و سپس از تجمع سازمان یافته خانواده هاست که یک «جامعه» شکل مى یابد. از این رو، براى آشنایى با کفایت ها و کاستى هاى هر جامعه، در کنار همه پژوهش هاى لازم، ضرورت دارد که چند و چون ازدواج در آن جامعه نیز بررسى شود.

در این نوشتار با توصیف و تحلیلِ گونه هاى ازدواج در عصر جاهلى، جنبه اى مهم از اوضاع زن، خانواده و جامعه عصر جاهلى تبیین مى شود. گفتنى است که مقطع تاریخى یاد شده، مدخل و زمینه اى براى تاریخ اسلام به شمار مى آید که مطالعه ابعاد مختلف آن، موجب شناخت عمیق آیین اسلام و دستاوردهاى آن مى شود. هم چنین در این نوشتار، گونه هایى از ازدواج هاى رایج در عصر جاهلى که به تأیید و امضاى شریعت اسلام رسیده نیز معرفى شده است.

واژگان کلیدى: عصر جاهلى، پیوند زناشویى، عقد ازدواج، ازدواج موقت، ازدواج هاى جاهلى و زنا.

الف) گونه اصلى ازدواج (زناشویى)

آوازه «تاریخ قبل از اسلام» به عصر جاهلیت، چه بسا این تصور را به وجود آورد که ازدواج در آن دوره، به دور از هر آیین و مرامى بوده است و در آن روزگار اساساً هرچه بوده، تنها راهى براى اطفاى نایره شهوت بوده است و نه ازدواج به مفهوم پیوند «زناشویى» و آغازى بر تشکیل خانواده.

در سده هاى نخستین از تاریخ اسلام، پس از برپایى جنبش «شعوبیه» که از تفاخر و هم چشمى کردن عرب و عجم حکایت داشت، هاله هایى از تصور مزبور، بروز یافت. برخى از «مثالب» نویسان که درباره رسوم نارواى قوم رقیب (طرف مفاخره) کتاب مى نوشتند، در زشت نمایى از عرب، با بیان «نکاح الجاهلیه»، ازدواج هاى ناپسند را برجسته و عیان کرده و از موارد پسندیده با شتاب گذشته اند.۳

تردیدى نیست که عرب به گونه هاى جاهلانه اى از نکاح ارتکاب مى جست و حتى از نکاح هاى زشت و ننگ بار با برخى از خویشان خود پرهیز نمى کرد، چنان که به ازدواج با زن پدر ـ به شرط آن که مادر خودش نباشد ـ یا ازدواج هم زمان با دو خواهر (جمع بین الاختین) دست مى یازید.۴

اما باید دانست که مردم عرب در دوران پیش از اسلام، در کنار تمام «جاهلیت»ها، به آیین و عرفى نیز پاى بند بودند، چنان که ایشان در همان دوران، ازدواج با شمارى از زنان را حرام مى دانستند که اسلام نیز حرمت آن را امضا و تقریر نمود.۵ مرد عرب با دختر، مادر، خواهر، خاله یا عمه خویش ازدواج نمى کرد.۶ و اساساً نزد عرب، اصل بر این بود که نکاح با محارم، حرام باشد.۷ از این رو باید اذعان داشت که استنباط گوستاولوبون، مستشرق فرانسوى (۱۸۴۱ـ۱۹۳۱م) مبنى بر این که آیه حُرِّمَتْ عَلَیْکُمْ أُمَّهاتُکُمْ و...; بر شما حرام شده است ]ازدواج با [مادرانتان و دخترانتان و...»۸ به تجویز نکاح با محارم در عصر جاهلى (و میان ملت هاى سامى)۹اشاره دارد، پذیرفته نیست.

این نکته بسیار مهم و قابل تأمل است که شکل اصلى و رایج نکاح در میان اقوام عرب (قبیله قریش و بیشتر قبایل عرب)۱۰ همانند این روزگار، ازدواجى به نام «بعوله» (پیوند زناشویى) بوده است. بر مبناى این ازدواج، مرد (بعل) و زن (بعلة)، هر دو زن و شوى و همسران یکدیگر مى شدند و هرگاه با این ازدواج، فرزندى زاده مى شد آن فرزند در نَسب تابع پدر بود، البته مرد مى توانست تعداد بسیارى از این زنان را داشته باشد (چند همسرى)۱۱ یا آن که به یک همسر بسنده نماید (تک همسرى).۱۲ این ازدواج (بعوله) به دو شکل انجام مى شد: به صورت عادى و با رضایت طرفین یا پس از وقوع جنگ در میان قبایل و با اسارت زنان.

گفتنى است که در شکل عادى، ازدواج بر سه عنصر «خواستگارى»، «مهریه» و «عقد»۱۳ تکیه داشت که در ادامه، به طور اختصار مورد بحث قرار مى گیرد. اما درمورد ازدواج با اسیر جنگى، رسم بر این بود که هر یک از مردان قبیله فاتح مى توانستند از میان زنان اسیر شده، بر اساس قرعه کشى یکى را برگزینند، آن گاه اگر زن براى آن مرد، فرزندى مى آورد، خودبه خود، همسر و زوج او مى گردید و مرد نیز شوهر او محسوب مى شد. به هررو، پس از ازدواج (بعوله)، زن زیر حمایت و سرپرستى مرد قرار مى گرفت.۱۴

بدیهى است که رواج این گونه زناشویى بیان گر آن است که در آن دوران نه تنها در امر ازدواج، هرج و مرج نبوده، بلکه رسم ومرامى استوار در میان بوده است.۱۵ اما باید دانست که تعلّق یک سویه زن به مرد، آن چنان شدید و بغرنج بود که زن پس از ازدواج به ملکیّت مرد در مى آمد، به طورى که پس از وفات مرد، زن همچون یکى از اموال به جاى مانده (ترکه) به وارثان مى رسید.۱۶

عناصر ازدواج

در حالت عادى مرد از ولىّ دختر ـ و نه خود او ـ خواستگارى مى کرد و بدون آن که رضایت دختر مطرح باشد، همین ولىّ (پدر، برادر یا عمو) ردّ و قبول آن خواسته را برعهده داشت و او بود که از خواستگار، «مهریه» را مى ستانید; مهریه اى که حتماً باید پرداخت مى شد، زیرا این خود، «ثمن» و بهایى براى زن به شمار مى آمد.۱۷ بى گمان، سعى ولىّ بر آن بود که مبلغ مهریه، گزاف باشد تا نشان از شرافت زن باشد.۱۸ این مهریه را «نافجه» نیز مى نامیدند; به معناى آن چه بر مال ولىّ «زیاد» (افزوده) مى شد.

در میان بادیه نشینان رسم بر این بود که خواستگار براى پرداخت مهریه، تعدادى شتر را تا خیمه زن مى آورد، در حالى که عرب شهر نشین وجه نقد (درهم و دینار) را ترجیح مى داد.۱۹

تصریح شده است که گاهى دختر جوان اصلا چیزى از مهریه را اخذ نمى کرده است.۲۰ جواد على، پژوهشگر تاریخ عصر جاهلى، در این باره به بیان عبارت هاى مردّد پرداخته است، به طورى که در جایى مى گوید:

نزد عرب جاهلى، اصل آن بود که مهریه به زن پرداخت شود، اما ولىّ امرِ زن کسى بود که آن را مى ستانید تا از آن در خریدن آن چه زوجه با خود به خانه شوهر مى برد (جهیزیه) مصرف نماید. و گاهى نیز ولىّ، مهریه را براى خود اخذ مى کرد و چیزى

از آن به زن نمى پرداخت چون باور داشت که این حقّ خود اوست، از این رو در اسلام این عمل ممنوع گردید.۲۱و۲۲

جهت دانلود متن کامل مقاله  گونه‌هاى ازدواج در عصر جاهلى کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : گونه‌هاى ازدواج در عصر جاهلى، مقاله گونه‌هاى ازدواج در عصر جاهلى، تحقیق گونه‌هاى ازدواج در عصر جاهلى، مقاله در مورد گونه‌هاى ازدواج در عصر جاهلى، تحقیق در مورد گونه‌هاى ازدواج در عصر جاهلى،
لینک های مرتبط :


یکشنبه 29 فروردین 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله جامعیت قرآن از دیدگاه نهج البلاغه  شامل 18 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  جامعیت قرآن از دیدگاه نهج البلاغه می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

چکیده:

 بسیارى از مخالفان قرآن کوشیده‏اند چنین شبهه افکنى کنند که این کتاب آسمانى با دنیاى امروز که عصر پیشرفت علوم و تکنولوژى است، متناسب نیست؛ بلکه فقط اعجاز عصر پیامبر ختمى مرتبت(صلّى اللّه علیه و آله) است و صرفا براى زمان ایشان شمولیت داشته است و اکنون همانند کتاب مقدس انجیل صرفا براى استفاده فردى قابلیت دارد.

از این دیدگاه، تئورى جدایى دین از سیاست و در پى آن عدم جامعیت و جاودانگى قرآن کریم داده مى‏شود که مغالطه‏اى بس خطرناک و شائبه‏اى ناپسند است.

بدیهى است‏یکى از نشانه‏هاى اعجاز قرآن مجید و از جمله دلایل خاتمیت دین مبین اسلام و برترى آن بر دیگر ادیان، جامعیت و جاودانگى این نسخه الهى است.

ما بر آنیم که ادله جامعیت قرآن کریم را از لابلاى سخنان گهربار حضرت على(علیه السلام) در نهج البلاغه استخراج کنیم؛ زیرا بیان حضرت، قطعا دیدگاههاى افراط گرایانه و نیز تفریط گرایانه را رد مى‏کند و نظریه ناب در این باره به منصه ظهور مى‏رسد.

جامعیت قرآن از نگاه نهج ‏البلاغه

 جامعیت و جاودانگى قرآن کریم از مهمترین مباحث زیر بنایى، جهت‏شناخت این کتاب الهى و یکى از موضوعات بحث‏انگیز امروزى است. قطعا تشریح و بررسى دقیق و عمیق این موضوع مى‏تواند بر ادعاهاى پوچ در این زمینه خط بطلان کشد.

در پرتو مساله جامعیت، موضوع وجود تمامى علوم مختلف در قرآن که از نظریه‏هاى افراطى به شمار مى‏آید حجیت قرآن کریم و نظریه اهل حدیث در این باره و نقد و بررسى این دیدگاه مورد بحث قرار مى‏گیرد.

نهج البلاغه، اخوالقرآن و بهترین و نابترین منبعى است که مى‏تواند ره‏پویان طریق را در شناخت صحیح و حقیقى قرآن مجید یارى دهد.

در نگاه امیرمؤمنان على (علیه السلام)، قرآن نسخه‏اى جامع و جاودانى است که از نیازهاى بشر براى رسیدن به سرمنزل سعادت و کمال، فروگذار نکرده است. حضرت در موارد گوناگون و به شیوه‏هاى زیبا و حکیمانه به ترسیم این ویژگى پرداخته است ؛ در یکى از خطبه‏هاى نهج‏البلاغه [۱] با استناد به آیات قرآن، جامعیت آن را بوضوح تشریح کرده است.

حضرت بعد از آنکه درباره دو راى مختلف صادر شده از دو قاضى سخن مى‏گوید، با استفهام انکارى مى‏پرسد: «آیا خداوند دین ناقصى فرو فرستاده و در تکمیل آن از آنان مدد جسته است؟ آیا آنها شریک خدایند و بر خدا لازم است‏به گفته ایشان رضایت دهد؟ یا اینکه خداوند دین را کامل نازل کرده، اما پیغمبر (صلّى اللّه علیه و آله) در تبلیغ و اداى آن کوتاهى ورزیده است؟»

آنگاه با استشهاد به آیات قرآن بصراحت‏به این شبهه پاسخ مى‏دهد: والله سبحانه یقول: « ما فرطنا فى الکتاب من شى‏ء »  و قال: «فیه تبیان لکل شى‏ء » و ذکر ان الکتاب یصدق بعضه بعضا، و انه لا اختلاف فیه فقال سبحانه:

«و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا »

خداوند مى‏فرماید: «در قرآن از هیچ چیز فروگذار نکرده‏ایم» و نیز مى‏فرماید: «در قرآن بیان همه چیز آمده است» و یاد آور شده است که آیات قرآن، یکدیگر را تصدیق مى‏کنند و اختلافى در آن وجود ندارد، چنانکه مى‏فرماید: «اگر قرآن از ناحیه غیر خدا بود، اختلافات فراوانى در آن مى‏یافتند.»

مرحوم طبرسى رحمه الله در ذیل آیه ۳۸ سوره انعام به ذکر یکى از این اقوال پرداخته، مى‏نویسد: «مراد از کتاب، قرآن است؛ چرا که شامل جمیع نیازهاى دنیوى و اخروى آدمى است؛ چه مفصل بیان شده باشد و چه مجمل؛ اما مجمل آن در لسان پیامبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) تشریح شده و حق تعالى ما را مامور به تبعیت از او کرده است؛ چنانکه فرمود:

«و ما اتیکم الرسول فخذوه و ما نهیکم عنه فانتهوا

و شما آنچه را رسول حق دستور مى‏دهد(منع یا عطا مى‏کند) بگیرید و هرچه را نهى مى‏کند، واگذارید.»

بنابراین، قرآن مجید از بیان معارفى که موجب سعادت حقیقى انسان در دنیا و آخرت مى‏باشد، فروگذار نکرده است.

علامه طباطبایى در تفسیر آیه ۸۲ نساء پس از برشمردن مفاهیم آیه مى‏نویسد: «از آنجا که قرآن اختلاف قبول نمى‏کند، تغییر و تحول، نسخ و باطل و غیره را هم نمى‏پذیرد؛ از این رو لازم مى‏آید که شریعت اسلامى تا روز واپسین استمرار داشته باشد.»

حضرت در ادامه خطبه ۱۸ در چندین عبارت بسیار زیبا در حالى که ظاهر و باطن قرآن را معرفى مى‏کند، تاییدى دیگر بر جامعیت قرآن ارائه مى‏دهد:

«ان القرآن ظاهره انیق و باطنه عمیق»

ظاهر قرآن زیبا و شگفت آور و باطن آن ژرف و پرمایه است، پس عموم و خواص مردم مى‏توانند بهترین و بیشترین بهره را از این کتاب ببرند.

استاد محمد تقى جعفرى در این خصوص مى‏نویسد: «مقصود از عمق معانى، دشوار بودن و حالت معمایى نیست، بلکه قرآن همه مسائل نهایى مربوط به انسان و جهان را در آیاتى که کلمات آن ساده و زیباست، مطرح کرده است. از طرفى، عبارت بعدى امام(علیه السلام) که مى‏فرماید: لا تفنى عجائبه و لا تنقضى غرائبه و لا تکشف الظلمات الا به؛ «نکات شگفت آور آن فانى نگردد و اسرار نهفته آن پایان نپذیرد و هرگز تاریکیهاى جهل و نادانى جز به آن رفع نشود.»، حاکى از استمرار جاودانى محتویات قرآن است.» [۲]

جهت دانلود متن کامل مقاله جامعیت قرآن از دیدگاه نهج البلاغه کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : جامعیت قرآن از دیدگاه نهج البلاغه، مقاله جامعیت قرآن از دیدگاه نهج البلاغه، تحقیق جامعیت قرآن از دیدگاه نهج البلاغه، مقاله در مورد جامعیت قرآن از دیدگاه نهج البلاغه، تحقیق در مورد جامعیت قرآن از دیدگاه نهج البلاغه،
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 26 فروردین 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله ارزش ادبی نهج البلاغه شامل 24 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد  ارزش ادبی نهج البلاغه می باشد

ارزش ادبی نهج البلاغه

این مجموعه نفیس و زیبا به نام ” نهج البلاغه ” که اکنون در دست ما است و روزگار از کهنه کردن آن ناتوان است و گذشت زمان و ظهور افکار و اندیشه‏های نوتر و روشن‏تر مرتبا بر ارزش آن افزوده است ، منتخبی از ”  خطابه‏ها ” و ” دعاها ” و ” وصایا ” و ” نامه‏ها ” و ” جمله‏های‏ کوتاه ” مولای متقیان علی ( ع ) است که بوسیله سید شریف بزرگوار ” رضی‏  ” رضوان الله علیه در حدود هزار سال پیش گردآوری شده است . آنچه تردید ناپذیر است اینست که علی ( ع ) چون مرد سخن بوده است ،
خطابه‏های فراوان انشاء کرده ، و همچنین به تناسبهای مختلف جمله‏های‏ حکیمانه کوتاه فراوان از او شنیده شده است ، همچنانکه نامه‏های فراوان‏ مخصوصا در زمان خلافت نوشته است ، و مردم مسلمان علاقه و عنایت خاصی به‏ حفظ و ضبط آنها داشته‏اند . ” مسعودی ” که تقریبا صد سال پیش از سید رضی می‏زیسته است( اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم هجری ) در جلد دوم مروج الذهب تحت عنوان ”
فی ذکر لمع من کلامه و اخباره و زهده ” می‏گوید : ” آنچه مردم از خطابه‏های علی در مقامات مختلف حفظ کرده‏اند ( ۱ ) بالغ بر چهارصد و هشتاد و اندی می‏شود ، علی ( ع ) آن خطابه‏ها را بالبدیهه‏ و بدون یادداشت و پیشنویس انشاء می‏کرد ، و مردم هم الفاظ آنرا می‏گرفتند و هم عملا از آن بهره‏مند می‏شدند ” .
گواهی دانشمند خبیر و متتبعی مانند مسعودی می‏رساند که خطابه‏های علی چه‏ قدر فراوان بوده است ، در نهج البلاغه تنها ۲۳۹ قسمت به نام خطبه نقل‏ شده است ، در صورتیکه مسعودی چهارصد و هشتاد و اندی آمار می‏دهد و به‏ علاوه اهتمام و شیفتگی طبقات مختلف را بر حفظ و ضبط سخنان مولی می‏رساند

سید رضی و نهج البلاغه

سید رضی شخصا شیفته سخنان علی ( ع ) بوده است ، او مردی ادیب و شاعر و سخن شناس بود ، ثعالبی که معاصر وی بوده درباره‏اش گفته است : ” او امروز شگفت‏ترین مردم عصر و شریفترین سادات عراق است و گذشته‏ از اصالت نسب و حسب به ادب روشن و فضل کامل آراسته شده است . . . او از همه شعرای آل ابی الب برتر است با اینکه آل ابی طالب شاعر برجسته فراوان دارند ، اگر بگویم در همه قریش‏ شاعری به این پایه نرسیده است دور از صواب نگفته‏ام ” ( ۱ ) . سید رضی به خاطر همین شیفتگی که به ادب عموما و به کلمات علی ( ع ) خصوصا ، داشته است بیشتر از زاویه فصاحت و بلاغت و ادب به سخنان مولی‏ می‏نگریسته است ، و به همین جهت در انتخاب آنها این خصوصیت را در نظر گرفته است ، یعنی آن قسمت‏ها بیشتر نظرش را جلب می‏کرده است که از جنبه بلاغت برجستگی خاص داشته است ، و از این رو نام مجموعه منتخب‏ خویش را ” نهج البلاغه ” نهاده است ، و به همین جهت نیز اهمیتی به‏ ذکر ماخذ و مدارک نداده است ، فقط در موارد معدودی به تناسب خاصی نام‏ کتابی را می‏برد که آن خطبه یا نامه در آنجا آمده است .
در یک مجموعه تاریخی و یا حدیثی در درجه اول باید سند و مدرک مشخص‏ باشد وگرنه اعتبار ندارد ، ولی ارزش یک اثر ادبی در لطف و زیبایی و حلاوت و شیوائی آن است . در عین حال نمی‏توان گفت که سید رضی از ارزش‏ تاریخی و سایر ارزشهای این اثر شریف غافل و تنها متوجه ارزش ادبی آن‏ بوده است .
خوشبختانه در عهدها و عصرهای متاخرتر افراد دیگری در پی گرد آوری اسناد و مدارک نهج البلاغه برآمده‏اند ، و شاید از همه مشروحتر و جامعتر کتابی است به نام  نهج‏ السعاده فی مستدرک نهج البلاغه ” که در حال حاضر بوسیله یکی از فضلای‏ متتبع و ارزشمند شیعه عراق به نام محمد باقر محمودی در حال تکوین است ، در این کتاب ذی قیمت مجموعه سخنان علی ( ع ) اعم از خطب ، اوامر ، کتب و رسائل ، وصایا ، ادعیه ، کلمات قصار جمع آوری شده است این کتاب‏ شامل نهج البلاغه فعلی و قسمت‏های علاوه‏ای است که سید رضی آنها را انتخاب‏ نکرده و یا در اختیارش نبوده است و ظاهرا جز قسمتی از کلمات قصار ، مدارک و ماخذ همه بدست آمده است . تاکنون چهار جلد از این کتاب چاپ‏ و منتشر شده است .
این نکته نیز ناگفته نماند که کار گردآوری مجموعه‏ای از سخنان علی ( ع ) منحصر به سید رضی نبوده است ، افراد دیگری نیز کتابهایی با نام‏های‏ مختلف در این زمینه تالیف کرده‏اند . معروف ترین آنها ” غرر و درر آمدی ” است که محقق جمال الدین خوانساری آن را به فارسی شرح کرده است‏ و اخیرا به همت فاضل متتبع عالیقدر آقای میر جلال الدین محدث ارموی ، از طرف دانشگاه تهران چاپ شده است .
” علی الجندی ” رئیس دانشکده علوم در دانشگاه قاهره در مقدمه‏ای که‏ بر کتاب ” علی بن ابی طالب ، شعره و حکمه ” نوشته است ، چند کتاب و نسخه از این مجموعه‏ها نام می‏برد که برخی از آنها به صورت خطی مانده است‏ و هنوز چاپ نشده است ، از این قرار : ۱ – دستور معالم الحکم ، از قضاعی صاحب الخطط .

 ” نثراللئالی ” این کتاب به وسیله یک مستشرق روسی در یک جلد ضخیم ترجمه و منتشر شده است .۳ – ” حکم سیدنا علی ( ع ” نسخه خطی در دارالکتب المصریه .

دو امتیاز کلمات امیرالمومنین ( ع ) از قدیم‏ترین ایام با دو امتیاز همراه بوده‏است و با این دو امتیاز شناخته می‏شده است : یکی فصاحت و بلاغت ، و دیگر چند جانبه بودن و به اصطلاح امروز چند بعدی بودن . هر یک از این دو امتیاز به تنهایی کافی است که به کلمات علی ( ع ) ارزش فراوان بدهد ، ولی توام شدن این دو با یکدیگر یعنی اینکه سخنی در مسیرها و میدانهای‏ مختلف و احیانا متضاد رفته و در عین حال کمال فصاحت و بلاغت خود را در همه آنها حفظ کرده باشد ، سخن علی ( ع ) را قریب به حد اعجاز قرار داده‏ است و به همین جهت سخن علی در حد وسط کلام مخلوق و کلام خالق قرار گرفته‏ است و درباره‏اش گفته‏اند : ” فوق کلام المخلوق و دون کلام الخالق ” ! زیبایی این امتیاز نهج البلاغه برای فردی که سخن شناس باشد و زیبایی سخن را درک کند نیاز به توضیح و توصیف ندارد ، اساسا زیبایی درک کردنی است‏ نه وصف کردنی . نهج البلاغه پس از نزدیک چهارده قرن برای شنونده امروز همان لطف و حلاوت و گیرندگی و جذابیت را دارد که برای مردم آنروز داشته‏ است ، ما نمی‏خواهیم در مقام اثبات این مطلب برآئیم ، به تناسب‏ بحث و گفتگویی درباره تاثیر و نفوذ سخن علی در دلها و در برانگیختن‏ اعجابها که از زمان خود آنحضرت تا امروز با این همه تحولات و تغییراتی‏ که در فکرها و ذوقها پیدا شده ، ادامه دارد ، انجام می‏دهیم و از زمان خود آنحضرت آغاز می‏کنیم :

یاران علی ( ع ) خصوصا آنان که از سخنوری بهره‏ای داشتند شیفته سخنانش‏ بودند ، ابن عباس یکی از آنهاست . ابن عباس آنچنانکه ” جاحظ ” در ” البیان و التبیین ” نقل می‏کند خود خطیبی زبردست بوده است ( ۱ ) . وی اشتیاق خود را به شنیدن سخنان علی ( ع ) و لذت بردن خویش را از سخنان نغز آن حضرت کتمان نمی‏کرده است ، چنان که هنگامی که علی ( ع ) خطبه معروف شقشقیه را انشاء فرمود ابن عباس حضور داشت ، در این بین ، مردی از اهل سواد کوفه نامه‏ای که مشتمل بر مسائلی بود به دست آن حضرت‏ داد و سخن قطع شد . علی علیه السلام پس از قرائت آن نامه با آنکه ابن‏ عباس تقاضا کرد سخن را ادامه دهد ادامه نداد ، ابن عباس گفت هرگز در عمر خود از سخنی متاسف نشدم آنچنانکه بر قطع این سخن متاسف شدم . ابن عباس در مورد یکی از نامه‏های کوتاه علی که به عنوان خودش صادرشده می‏گوید : ” بعد از سخن پیامبر اکرم ( ص ) از هیچ سخنی به اندازه‏ این سخن سود نبردم ” ( ۲ ) . معاویه بن ابی سفیان که سرسخت ترین دشمنان وی بود به زیبایی و فصاحت‏ خارق العاده سخن او معترف بود .

جهت دانلود متن کامل مقاله ارزش ادبی نهج البلاغه کلیک نمایید



نوع مطلب :
برچسب ها : ارزش ادبی نهج البلاغه، مقاله ارزش ادبی نهج البلاغه، تحقیق ارزش ادبی نهج البلاغه، مقاله در مورد ارزش ادبی نهج البلاغه، تحقیق در مورد ارزش ادبی نهج البلاغه،
لینک های مرتبط :


دوشنبه 23 فروردین 1395 :: نویسنده : نگار موسوی
مقاله آزادى دینى در نهج البلاغه شامل 29 صفحه به صورت فایل ورد و قابل ویرایش می باشد که یکی از تحقیق های جامع و کامل در مورد آزادى دینى در نهج البلاغه می باشد و دارای منابع معتبر می باشد

آزادى چیست؟

آزادى در مکاتب مختلف بنا بر نوع انسان?شناسى و جهان بینى آن مکتب تعاریف گوناگونى دارد. مکاتب مختلف گاه آزادى را مطلق فرض کرده?اند و گاه انسان را فاقد هرگونه آزادى معرفى مى کنند. بدون تردید اسلام به منزله یک مکتب حیات?بخش، که ضامن سعادت دنیا و آخرت پیروان خویش است، نمى تواند درباب «آزادى» و حدود آن سخنى نگفته باشد.

براى یافتن جایگاه آزادى در این نظام فکرى و سیاسى، باید مفاهیمى وابسته به این مفهوم را مورد توجه قرار دهیم؛ چرا که غفلت از این کلى نگرى و شمول?نگرى موجب درک نادرست این مقوله مهم و حیاتى خواهد شد.

بهترین روش جوابگویى به سؤالهایى که در مورد آزادى مى شود مراجعه به منابع مهم اسلامى بخصوص کتاب نورانى نهج?البلاغه مى باشد.

اثبات آزادى انسان

در ابتداى مبحث، به بررسى نوع آفرینش انسان از دیدگاه حضرت على علیه?السلام مى پردازیم و مى خواهیم به این سؤال پاسخ دهیم که خداوند مبناى آفرینش انسان را چه قرار داده است؟ آیا او را موجودى آزاد آفریده یا موجودى مجبور؟ اگر آزاد است، این آزادى محدود است یا غیر محدود؟
حضرت در خطبه اول نهج البلاغه اینگونه بیان مى کنند: ثم أسکن سبحانه ادم دارا أرغدَ فیها عیشتهف، و امن فیها معلّقهف…؛ «خداوند متعال آدم را در مکانى که وسایل عیش و آزادیش فراهم بود، جاى داد و جایگاه او را ایمن گردانید…»۱

در این خطبه، حضرت داستان آفرینش انسان را بیان مى کند. انسان در داخل بهشت آزاد آفریده شد و خداوند به او فرمود که در این بهشت آزاد هستى، تمام وسایل راحتى و آزادى براى زندگى تو فراهم است؛ سپس خداوند مى فرماید: اى آدم و حوا! شما آزادید تا از تمام نعمتهایى که در بهشت برایتان نهاده?ام استفاده کنید؛ ولى هرگز به این درخت نزدیک نشوید که از ستمکاران خواهید شد. پس خداوند عل?یرغم تمام آزادیهایى که در اختیار انسان قرار داده بود، محدوده?اى براى او قرار داد که از آن محدوده جلوتر نمى توانستند بروند؛ و آن بدین معنى است که انسان در بهشت آزاد مطلق آفریده نشد، و خداوند حدودى براى او قرار داد که از آن تجاوز نکند.

بنابراین مى توان اینطور نتیجه گرفت که وقتى آزادى انسان در بهشت محدود بوده، آزادى او در دنیا محدودتر خواهد بود. اصل آفرینش انسان مبناى آزادى است. آزادى نیز محدود به حدود و قیودى دارد که رعایت آن بر انسان واجب است. و سرپیچى از آن به ضرر وجود انسان خواهد بود.

پس انسانى که اصل آفرینش او بر اساس آزادى است، بنابر دلایلى پس از هبوط به این کره خاکى نیز آزاد است؛ ولى نه آزادى مطلق بلکه آزادى محدود.

انّ اللّه سبحانه أمر عباده تخییرا، و نهاهم تحذیرا، و کلّف یسیرا، و کم یکلّف عسیرا و أعطى على القلیل کثیرا و لم یعص مغلوبا، و لم یطع مکرها…. ؛ «خداوند سبحان بندگانش را امر کرده به اختیار، و نهى فرموده با بیم و ترس (از عذاب)، و تکلیف کرده به آسان و دستور نداده به کار دشوار، او کردار اندک را پاداش بسیار عطا فرموده و او را نافرمانى نکرده?اند از جهت اینکه مغلوب شده باشد و فرمانش را نبرده?اند از جهت اینکه مجبور کرده باشد…»۲

امر و نهى بندگان نشانه اختیار و آزادى آنهاست؛ بدین معنى که به انسانها حق انتخاب داده شده است.
همچنین حضرت بیان مى کنند که خداوند کارهاى آسان را براى آنها قرار داده تا خود با میل و رغبت به سوى آن بروند و نه با اجبار؛ زیرا اگر وظایف انسان از حدّ طاقت و قدرت او خارج بود، بسیارى از انسانها با میل و رغبت، فرامین الهى را انجام نمى دادند و فقط بر اساس قوانین، وظایف خود را انجام مى دادند.
و بالاخره نکته دیگرى که از سخن حضرت استنباط مى شود و نشانه آزاد بودن فرد است، پاداش و جزاى اخروى است؛ این مطلب خود نشانگر آن است که انسان آزاد است که عمل نیکى را انجام دهد و در قبال آن پاداش بگیرد و یا اینکه از آن سرباز زند و مجازات شود. چون هیچگاه انسان را بخاطر کارى که مجبور بوده و آن را انجام داده پاداش نمى دهند و یا به سبب عدم انجام آن، او را مجازات نمى کنند؛

پاداش و جزا زمانى معنا مى یابد که انسان آزاد باشد از بین دو راه، راه صحیح را انتخاب کند تا مستحق پاداش شود و یا راه خطا را انتخاب کند تا مستحق جزا شود.

حضرت در نامه?اى به مالک اشتر مى فرمایند: أمره بتقوى الله… و أمره أن یکسر نفسه عند الشهوات… ؛ «امر مى نماید او را به پرهیزکارى و ترس از خدا… و او را امر مى فرماید که نفس خود را هنگام شهوات و خواهشها فرو نشاند»۳

فاجتنب ما تفکر أمثاله، و بتذل نفسک فیما افترض الله علیک…؛ «دورى کن از کارى که نظایر آن را نپسندى، و نفس خود را به آنچه خدا به تو واجب گردانیده وادار به امید پاداش و ترس از کیفرش…»۴

حدود آزادى

بدیهى است که انسان در عین آزادى، براى ساختن اندامهاى روانى خویش و تبدیل محیط طبیعى به?صورت مطلوب خود و فراهم کردن آینده مطلوبش، محدودیتهاى فراوانى دارد و آزادى او، یک آزادى نسبى است، یعنى آزادى انسان در داخل یک دایره، محدود است، و در داخل همین محدودیت، مى تواند آینده?اى سعادت?بخش یا سیاه و تاریک براى خود انتخاب کند.۵

آزادیهاى انسان خواسته یا ناخواسته، از چند جهت محدود مى شود؛ و او در عین اینکه نمى تواند رابطه?اش را کاملاً با این موارد قطع کند، لکن برایش این امکان وجود دارد که تا حدود زیادى به حکم نیروى عقل و علم از یک طرف و نیروى اراده و امام از سوى دیگر، تغییراتى در بعضى از این عوامل ایجاد کند و آنها را با خواسته?هاى خویش منطبق سازد و خود، مالک سرنوشت خویش گردد.۶
از جمله عواملى که آزادى فرد را محدود مى کند و انسان مى تواند تا حدّى خود را از قید آن برهاند، عوامل اجتماعى مى باشد. حضرت در یکى از خطبه?هاى خود در مذمت مردم شهر بصره چنین مى فرماید: و المقیم بین اظهفرکفم مرتهنّ بذنبه و الشّاخص عنکم متدارک برحمة من ربّه؛ «هرکه در میان شما اقامت کرده، در گرو گناه خود بوده و کسى که از میان شما بیرون ر فته، رحمت پروردگارش را درک کرده»۷

حضرت در این خطبه تأثیر عوامل اجتماعى بر روى افراد را بیان مى کند، ایشان مى فرماید: هرکس در بین اهل بصره زندگى کند، در معرض گناه خواهد بود؛ در واقع منظور حضرت از بیان این نکته این است که در آن محیط اجتماعى عواملى وجود دارد که آزادى انسان را در قبال انجام اعمال نیک محدود مى کند. انسان در چنین محیطى که شرایط براى انجام اعمال خداپسندانه فراهم نیست، تا حدودى محدود است. و در واقع در جامعه?اى که افرادش به راحتى مرتکب گناه مى شوند، صحیح زندگى کردن سخت است، ولى غیر ممکن نیست، چرا که در این جوامع، محدوده آزادى انسان تنگتر مى شود ولى از بین نمى رود.

چنین موردى حتّى براى خود حضرت پیش آمده?است . ایشان در زمان خلافت سه خلیفه هرچند آزادى عمل چندانى نداشتند، و در رأس حکومت نبودند ولى هیچگاه از انجام فعالیتهاى خود باز نمى ایستادند و از گفتن حرف حق ابایى نداشتند و همیشه این موضوع را بیان مى کردند که خلافت حق مسلم ایشان است و آنها بزور آن را غصب کرده?اند. حضرت از همان اندک آزادى بیانى که داشتند، نهایت استفاده را مى کردند تا حرف خود را به گوش همگان برسانند؛ امیرالمؤمنین على علیه?السلام با این عمل خود مى خواستند این را به ما بازگویند که حتى در سخت?ترین شرایط نیز از سعى و کوشش دست برندارید و از نعمت آزادى که خداوند در اختیار شما قرار داده براى گفتن حرف حق و در راه حق استفاده کنید.

جهت دانلود متن کامل مقاله آزادى دینى در نهج البلاغه کلیک نمایید




نوع مطلب :
برچسب ها : آزادى دینى در نهج البلاغه، مقاله آزادى دینى در نهج البلاغه، تحقیق آزادى دینى در نهج البلاغه، مقاله در مورد آزادى دینى در نهج البلاغه، تحقیق در مورد آزادى دینى در نهج البلاغه،
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 7 )    ...   2   3   4   5   6   7   
درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : نگار موسوی
نویسندگان
جستجو

آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات